متن کامل سخنان مهندس تقدسی در کارگاه بازسازی موفقیت
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٧  

کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت

متن 27 :‌

به نام دانای هستی بخش . به کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت ، از مجموعه دوره های آموزشی ان ال پی پیشرفته خوش آمدید . مطالبی که در این برنامه ارائه می گردد ، به بررسی ساختار موفقیت و کامیابی در لایه های شخصیتی و کیفیت پردازشهای ذهنی پرداخته و با بهره گیری از اصول و منطق ان ال پی ، سعی در بازسازی شاخصهای مختلف شخصیتی افراد موفق و برجسته ، در انسانهای عادی و متوسط دارد . با اطمینان از این باور بزرگ که بازسازی المانهای ذهنی ، رفتاری و نگرش انسانهای موفق در سایر افراد ، می تواند منجر به تکرار موفقیتهای بزرگ ، در هر شرایطی شود . در تدوین و ارائه این دوره آموزشی ، با مهندس حمید تقدسی همراه خواهیم بود .

اجرای 28 :

همراهان ارزشمند من سلام . موفقیت یک مفهوم آرمانی و سرنوشت سازه ، بزرگ و محترم و مقدس ، هم اندازه بزرگی آفریده برتری بنام انسان . هر کدوم از ما ، از زاویه دید خودمون به موفقیت نگاه می کنیم و خیلی ساده میشه گفت تمام تلاشها ، زحمتها ، جهت گیریها ، خطر کردنها و فعل و انفعالات ما در تمام مراحل زندگی به قصد رسیدن به نقطه ای هست که همه ما اونو به اسم موفقیت می شناسیم . موفقیت در بدست آوردن پول بیشتر ، جایگاه شغلی بالاتر ، ‌اعتبار اجتماعی معتبرتر ، جلب عشق بیشتر ، قدرت بیشتر ،‌آرامش بیشتر و ما همیشه تو زندگی بیشتر و بهتر می خوایم و اسم این بیشترها و بهترها رو گذاشتیم موفقیت . موفقیت به نوعی خط‌کش اندازه گیری قامت انسانی ماست . هر قدر موفق تر باشیم ، خودمونو تو رتبه بالاتری می‌بینیم و این کاملاً بدیهی و پذیرفته شده است که تمام حرکات ما در تمام شئون زندگیمون به سمت و سوی موفقیت باشه . اما موضوع بسیار مهم و اشتباه فراگیری که مبتلا به اکثریت قریب به اتفاق ماست ، اینه که حرکت ما به سمت موفقیت ، ‌فقط متوجه نتایج هست . این نتایج هستند که حرف اول و آخر رو در موفقیت ما میزنند و ما همه تلاش و استراتژیها و نیروهامونو به کار می‌بریم تا نتایج بهتر و بیشتری گیرمون بیاد . پارسال درآمدم 20 میلیون تومن بود ، امسال کاری می کنم که در آمدم 30 میلیون تومن بشه ، چون باید موفق تر باشم . تا دیروز رئیس دایره بودم ، فردا باید مدیر بخش بشم تا موفقیت شغلی نصیبم بشه . درسته که شاخص اندازه گیری موفقیت ما نتایج هست ، درسته که حساب بانکیت باید بگه چقدر موفقیت مالی داشتی ، نمره هات میگند چقدر تو تحصیلت موفق بودی ، واکنشهای همسرت میگه ، چقدر در بهبود روابط عاطفیت توفیق بدست آوردی ولی سوال اساسی اینه که آیا برای کسب موفقیت ، مسئولیت و رسالت ما تغییر و بهبود نتایج هست؟ جواب این سوال به شدت منفیه و من اصرار دارم با صدای بلند اعلام کنم این همون اشتباه بزرگ ، تحلیل غلط و غفلت زیانبار ماست که اجازه درک موفقیت رو به ما نمیده . متاسفانه و بسیار غم انگیز اینه که ما تمام انرژی و قدرتمونو جایی خرج می کنیم که کمترین قابلیت و امکان تاثیرگذاری رو داریم . همه توجهمون معطوف به جایی هست که در اصل ارتباط چندانی با ما نداره و مسیرش خارج از کنترل ماست . جایی دست و پا می زنیم که دستمون به هیچ جا بند نیست . باید شغل بهتری داشته باشی ، اما هر قدر سعی می کنی و زحمت می کشی بی فایدست . پول بیشتری باید بدست بیاری ، اما هر قدر خودتو به در و دیوار می کوبی ، انگار نه انگار . و من و تو در ایستگاه نتایج متوقف و سردرگم و ناامید می مونیم ، ‌در حالیکه اینجا ایستگاه سوم موفقیت هست و ما ناآگاهانه و خسارت زده از دو تا ایستگاه قبلی غفلت کردیم .

متن 28 :

فرآیند رسیدن به موفقیت در سه مرحله به تکوین میرسد . و سیر تکامل هر کامیابی و موفقیتی در سه لایه اصلی به بلوغ و تکامل نهایی نایل میشود . لایه اول که موثرترین و اصلی ترین بخش شکل‌گیری و بسترسازی هر نوع موفقیتی است مربوط به کیفیت پردازشهای ذهنی و ساختار شخصیت افراد است . در این سطح ، ‌مراحل نخستین و ریشه های اصلی خلق موفقیت بنا گذاشته شده و پرورش پیدا می کنه . لایه دوم کیفیت رفتار و عملکرد افراد است که بعنوان ابزار اجرای موفقیت ، وظیفه بالفعل کردن موفقیتی که در لایه اول بالقوه خلق شده را بر عهده دارد و لایه سوم محل ظهور و تجلی موفقیت در عرصه زندگی انسانهاست و در این بخش بذرهای کاشته شده در لایه اول و پرورش داده شده در لایه دوم . به نتیجه قطعی و قابل پیش بینی خود می رسند .

اجرای 29 :‌

راه دیگه ای رو تصور نکنید ، قطعاً باید از ایستگاه اول و ایستگاه دوم عبور کنید تا به ایستگاه سوم برسید . این قانون نظام هستی هست . وقتی شرایط لازم رو فراهم کردید ، ‌تمام علتهای مورد نیاز رو جمع کردید و تک تک تکه های این پازل چیده شد ، اون وقت زمان ورود به ایستگاه سوم هست و اینجا باید دست به کمر بایستید و از درک موفقیتی که در حقیقت ماهیت واقعی خود شماست ، لذت ببرید . پس ایستگاه سوم ، ایستگاه درک و تجربه موفقیت هست و اکثریتی که سرزده و بی خبر وارد ایستگاه میشند تا موفقیتها رو شکار کنند ، تنها می تونند شاهد در آغوش کشیدن موفقیت های انسانهای برتری باشند که بعد از عبور از دو ایستگاه قبلی به اینجا رسیدند . اینجا جایی هست که نظام کائنات و چرخه هستی قراره وظیفه و تعهدش رو در قبال آدمهایی که به خودشون متعهد بودند ،‌تمام و کمال انجام بده ، به وعدش وفا کنه و اینجا کار ما فقط ایستادن و تماشا کردنه . ولی معمولاً برای اکثریت ، ‌این اتفاق نمی افته ، اونها سراسیمه و بی قرار وارد این ایستگاه میشند و در به در دنبال کسب موفقیت هستند ، چیزی که خیلی کم گیرشون میاد و اکثریت اینجا درمانده و عصبانی به بخت بدشون لعنت می فرستند .

متن 29 :‌

فرآیندهای جاری در نظام هستی ،‌ مطابق با قوانین و سنتهای آفریدگار مطلق ، هیچ یک تصادفی ، بی هدف و سردرگم به وقوع نمی پیوندند و همواره علتهایی باید فراهم شوند تا نتیجه ای به ظهور برسد . ساختار خلق موفقیتهای انسانی نیز تابع همین قانون است . و مطابق با این الگو و قاموس کائنات علتهایی باید جمع شوند تا موفقیتی خلق شود و عمده این علتها در درون انسان جاری می‌شوند .

اجرای 30 :

بسیار خوب دوستان ، برنامه ما تو این کارگاه آموزشی فرآیند بازسازی موفقیت هست . به این معنی که با استفاده از منطق ان ال پی قصد داریم ، الگوی خلق موفقیت در ابعاد مختلفش رو که برای آدمهای برگزیده و موفق اجرا شده و اتفاق افتاده ، در شرایط دیگه و برای انسان دیگه ای تکرار کنیم و به عبارتی بازسازیش کنیم . چه اتفاقی باید بیفته ، چه علتهایی باید فراهم بشند و چه بسترهایی جمع بشه تا موفقیتی که در جایی برای انسانی خلق شده ، هر جایی که بخوایم و برای هر کسی که بخوایم هم شکل بگیره و اتفاق بیفته . تو این دوره آموزشی ، ما اصلاً کاری به نتایج نداریم ، ایستگاه سوم مستقل از روش و برنامه ماست . ‌ما معتقدیم و باور داریم ، نتایج همیشه باید محکوم به تحقق باشد و مجبور به شکل گیری اگه علتها به درستی چیده شده باشند . اگرچه در فرآیند موفقیت ، موضوع کنترل نتایج و تمرکز و انعطاف پذیری برای انطباق بستر با نتایج اهمیت خاصی داره و تاثیر قابل توجهی در جهت گیری و استمرار موفقیتهای ما می تونه داشته باشه ، اما موضوع بحث کارگاه آموزشی ما نیست . اینجا برای همراهی با من باید قبول کنید ، اونقدر که پول می خواید باید سر راه ما قرار بگیره ، اگه علتهایی رو جمع کنیم ، باید ما روی اون صندلی و اون مقامی که می خوایم بشونند اگه تونسته باشیم ، علتهاشو جمع کنیم و هر افقی از موفقیت ، نه فقط در دسترس ما ، بلکه دنبال ما خواهد گشت و یقه ما رو خواهد گرفت . اگه علتهای احضار اون موفقیت در درون ما شناخته بشند و حاضر بشند . تو این دوره آموزشی توجهی به ایستگاه دوم هم نداریم ، هر چند کیفیت رفتار ما تو نتیجه ای که کسب می کنیم و موفقیتی که باید بهش برسیم ، واقعاً موثر و تعیین کنندست و نتایج ما قطعاً وابسته به نوع اعمال ماست ولی بحث ما برای بهبود و اصلاح رفتار هم نیست . چون باور داریم . عملکرد ما انعکاس ساختار شخصیت ماست . توجه و تمرکز ما در کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت ، فقط معطوف به ایستگاه اوله ، جایی که مرکز طراحی و فرماندهی و شکل گیری موفقیت ماست . همراه من باشید تا به سراغ بازسازی موفقیت در لایه های مختلف شخصیتمون بریم .

متن 30 :

عوامل اصلی شکل گیری یک موفقیت ، نهفته در ساختار و لایه های ذهنی و شخصیتی افراد است. جایی که پردازشهای ذهنی ، طراحان رفتار و خالق نتایج انسان هستند . بنابراین در صورت بازسازی و تبدیل ساختار ذهنی و شخصیتی یک انسان ساده و متوسط به انسانی موفق و برتر ، می‌توان منتظر نتایج درخشان و کسب موفقیتهای گسترده در زندگی او بود .

اجرای 31 :‌

فکر می کنم ، ‌برناممون تو این کارگاه آموزشی روشن شد . قراره سیستم ذهنی و ساختار شخصیتی انسانهای بزرگ ، برجسته و موفق رو به نحوی قابل اجرا برای انسانهای ساده و معمولی بازسازی کنیم . با این امید و ایمان که اولاً این بازسازی کاملاً ممکن و امکان پذیره و میشه ساختار ذهنی و شخصیتی یک انسان ساده و معمولی رو تبدیل به ساختار انسانی بزرگ و قدرتمند کرد و ثانیاً در صورت بروز چنین اتفاقی و تشکیل چنین ساختاری در ذهن و شخصیت یک انسان رسیدن به موفقیتهای بزرگ براش قطعی و حتمیه . دوستان عزیز مایلم قبل از ورود به بحث اصلی روی این نکته بسیار مهم تاکید کنم و اون ایمان به این حقیقت کلیدی و تعیین کننده هست که در نظام هستی هیچ کمبود و سهمیه بندی برای موفقیت و کامیابی و تعالی وجود نداره ، اگه داریم می بینیم همه جا اکثریتی محرومند و اقلیتی کوچک و محدود صاحب موفقیتهای بزرگ میشند ، فارغ از تمام تبعیضها و علتهای جانبی باید باور کنیم دلیل اصلیش اینه که علتها و بسترهای شکل گیری موفقیت در مورد اونها شکل گرفته و به جایی رسیدند که موفقیت برای اونها محکوم به تحقق شده و کاملاً بدیهی و امکان پذیره که این اتفاق طلایی برای هر شخص دیگه ای هم تکرار بشه . پس ایمان داشته باشیم ، اونقدر پول و ثروت در دنیا هست که هر کی خواست ثروتمند بشه ، اونقدر فرصت و موقعیت برای موفق شدن وجود دارد که هر انسانی هر موقع اراده کرد و هر وقت تونست علتهاشو جمع کنه و اونهم موفق و پیروز بشه . خوب الان همراه من بشید تا بریم سراغ برنامه بازسازی ساختار شخصیت موفق و در اولین قدم سری به تعریف هویتمون بزنیم .

متن 31 :

هویت عبارت است از برداشت مفهومی و شناخت ماهیتی که کلیت وجود انسان را تعریف می‌نماید . مهمترین بعد هویت ، هویت شخصی است یعنی شناختی که انسان از وجود و ماهیت خویش داشته و برداشتی که از تعریف شخصیت خویش دارد .

اجرای 32 :‌

اگه از من بپرسید ، بزرگترین غفلتی که یک انسان میتونه داشته باشه ، چی هست ، جواب میدم بدون تردید غفلت از شناخت هویت خودش . و یک قدم جلوتر از اون غفلت از نقشی که خودش باید تو تعریف هویتش داشته باشه . قطعاً هر کدوم از ما هویتی مستقل و مشخص داریم ، هویتی که تنها و تنها مخصوص به ماست و نشون دهنده تعریف ماهیت اصلی و واقعی ماست . اما اغلب شناخت آگاهانه ای از هویت خودمون نداریم ، در حالیکه در ناخودآگاه به این هویت ایمان آوردیم و ظرفیت عملی ما ظرفیت هویت ماست . یعنی چیزی بیشتر از اونیکه شایسته و در حد و قداره هویت تعریف شده ماست ، نصیبمون نخواهد شد . اما من و تو قطعاً هویتی مخصوص به خودمون باید داشته باشیم و داریم و اگه خودمون نخواسته باشیم نقشی آگاهانه و تدبیر شده برای تعریف این هویت داشته باشیم ، اون رو برای ما تعریف می کنند و ما رو به هویتی می شناسند و در نهایت به خودمون خواهند شناسوند و متاسفانه اغلب ما وظیفه خطیر و سرنوشت ساز تعریف هویتمون رو به محیط و به عواملی خارج از کنترل آگاهانمون واگذار می کنیم . به دیگران ، به هنجارهای حاکم بر قوانینی که برای وضع کردنش کسی نظر ما رو نپرسیده . هویت تو ، قالب تمام پردازشهای ذهنیتو شکل میده . چه هویتی برای خودت قائل هستی . چه هویتی برات تعریف شده و ناخودآگاه بهش ایمان آوردی ، یک انسان متوسط ، انسانی که باید تحت استخدام دیگران باشه، انسانی که مطابق با محیطش زندگی میکنه ، انسانی که وابسته به شرایط اقتصادی جامعش هست ، انسانی که منظر شانسی غیرمترقبه هست ، انسانی که باید در حسرت یک زندگی مرفه تر باشه ، پدری که تمام سعیشو می کنه ولی بیشتر از این ازش بر نمی یاد زندگی بچه هاشو تامین کنه ، همسری که درستکاره ولی شرمنده خونوادشه . بگردید ببینید در ناخودآگاهتون چه هویتی رو باور کردید . بهش ناخواسته ایمان آوردید و دیگران رو هم فرا خوندید تا همین هویت رو باور کنند . تو خونواده ، فامیل ، محل کار ، تو شهرتون ، کشورتون و در کل نظام هستی . آیا ابعاد هویتی که باورش کردید اونقدر بزرگ هست که صاحب نقشی فراتر از خونه و اتاق کارتون داشته باشه ، آیا هویت شما تو محله ، شهر ، کشور و نظام هستی دارای شأن و مکانی ویژه شماست . یقین داشته باشید ، ابعاد هویت شما ، محدوده رشد ، عملکرد و موفقیت شما رو تعیین میکنه . اصلاً منظورم این نیست . الان چه وضعی دارید ،‌کجا هستید و چه جایی نشستید ، ‌بلکه منظورم اینه که خودتو چطور باور کردی و چقدر باور کردی . در هر زمینه ای که می خوای به موفقیتی برسی ، باورت و درکت از هویتت ، هویتی که عمیقاً پذیرفتی و قبولش کردی ، تو فرآیند موفقیت بی نهایت مهمه . دوست و همکاری داشتم که آدم واقعاً توانایی بود ، بسیار بااستعداد ، قوی ، مدیر ، باهوش و لایق. اما سالها بود که تو یه شغل و یه جایگاه درجا می زد ، با اینکه تمام شرایط و امکانات رشد رو داشت یه روز که فرصت شد و باهاش مفصل صحبت کردم ، ‌دیدم قلباً راضیه و قانع شده به داشته‌هاش و به این قناعتش افتخار میکنه . و من دلیل اصلی محدود بودنش رو خیلی روشن درک کردم . اون همین هویت فعلی رو تمام و کمال پذیرفته بود و شعاع این هویت محدوده دایره واقعی پیشرفت و موفقیت او بود .

متن 32 :

باور انسان از هویت و تعریف خویشتن و نقشش در عرضه زندگی ، بیانگر باور او از توانمندیها ، استعدادها و قابلیتهایش می باشد و سقف پرواز انسان محدوه ایست که باورش تعریف می نماید . به همین دلیل تعریف هویت واقعی و شناخت روشن و عمیق آن نقشی تعیین کننده و حیاتی در کسب موفقیتهای زندگی دارد .

اجرای 33 :

تا زمانی که نتونی ، هویت یک انسان بزرگ و ثروتمند رو در وجودت بارو کنی ، واقعاً سخته و شاید غیرممکنه به مرز چنین موفقیتهایی نزدیک بشی . تا وقتی که هویت یک مدیر کامل رو در نهاد خودت درک نکنی ، راه مطمئنی برای رسیدن به اون جایگاه برات تعریف نشده . تا زمانی که باور تو از هویت و ماهیت واقعی خودت محدود و شکننده هست ، آسیب پذیری . هویت خودتو روشن بشناس . بدون تعارف ، بدون رودربایستی ، بدون نقاب ، صاف و روشن ،‌ دقت کن که خودتو تو چه حدی می بینی ، چه جایگاهی ، چه عنوانی چه نقشی؟ مهم نیست الان کجایی . مهم اینه خودتو چطور می تونی باور کنی . برای جهش به سمت موفقیتهای بزرگ ، موفقیتی که تا حالا ازش محروم بودی ، حتماً باید هویت جدیدی برای خودت تعریف کنی ، خلق کنی و مهمتر از اون با تمام سلولهات باورش کنی . این اولین و مهمترین فرق بین ساختار شخصیتی انسانهای معمولی و انسانهای موفق هست . آدمهایی که به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کردند ، هویت اون جایگاه رو قبل از رسیدن بهش درک کردند و لمس کردند . درحالیکه آدمهای متوسط و معمولی همیشه تو همون محدوده هویتی که باور کردند ، سیر  می کنند . و در آخر خاطر نشان می کنم خلق هویتتون رو به رویاهاتون بسپارید ، نه وضع موجود و محدودیتهاتون .

متن 33 :

مسئولیت پذیری مطلق به مفهوم باور کنترل همه جانبه و بی قید و شرط بر روی تمام عوامل موفقیت ، از ویژگیهای ساختاری شخصیت موفق محسوب می شود . این بارو نیرومند ، به معنای قطع وابستگی از تمام عواملی است که تحت کنترل ظاهری فرد قرار ندارند و ایمان به قدرت گردآوری تمام علل و عوامل مورد نیاز جهت نیل به هدف ، به پشتوانه  موجودی خویش است . اینگونه پذیرش کامل و همه جانبه مسئولیت رسیدن به موفقیت ، از ویژگیهای روحی قدرتمند و کمیابی است که مخصوص انسانهایی است که راه دستیابی به موفقیتهای بزرگ را آموخته اند .

اجرای 34 :

فکر می کنید ، چند درصد از  عوامل مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت در اختیار شماست ، جزو مسئولیتهای شماست ، تحت کنترل شماست . چند درصد مربوط به مسائلیه که تحت کنترل شما قرار نداره ، ‌وابسته به عرضه و توانایی شما نیست ، مربوط به شرایطیه که اصلاً ربطی به شما نداره و شما هیچ دخل و تصرفی روی اونها ندارید . بی اندازه مهمه که شما درباره این قضیه چطور فکر می کنید و نگاه و نگرشتون به نقشی که در رسیدن به موفقیت برای خودتون ، تنها و تنها شخص خودتون کنار گذاشتید ، چطوره ؟ فرض کنید ، هدفتون دستیابی به یک موفقیت بزرگ مالی هست ، دنبال یک ثروت درست و حسابی هستید ، خوب تو این مسیر چند درصد عوامل تنها و تنها مربوط به شخص شماست و چند درصد عوامل مورد نیاز ربطی به شما نداره؟ چند درصد مربوط به جر بزه ، توان ، استعداد و هوش و فرصت طلبی شماست و چند درصد مربوط به شانس و اوضاع اقتصادی جامعه و شریک و سازمانیه که شما توش کار می کنید . واقعاً نظرتون چیه . 20 درصد خودتون 80 درصد عوامل خارجی ، یا برعکس 80 درصد خودتون 20 درصد عوامل خارجی یا اینکه 50-50 . خوب فکر می کنید ، آدمهای خودساخته ، انسانهای موفق ، اونهایی که به چیزهایی دست پیدا کردند که در دسترس بقیه قرار نداشته ، چطور فکر کردند و چطور نگاه کردند . اجازه بدید من با یقین اطمینان خدمتتون عرض کنم ، آدمهای برتر بدون شک و تردید میگند ، 100 درصد خودم و صفر درصد عوامل خارجی . اینجا جائیه که ناچارید ، انصاف رو بذارید کنار ، عقل و منطق و دو دو تا چهار تا هم فراموش کنید و بپذیرید ، کاملاً تعبدی بپذیرید و چشم بسته ایمان بیارید که 100 درصد خودم صفر درصد بقیه . یعنی این که 100 درصد مسئولیت رسیدن به موفقیت سهم منه و صفر درصدش مخصوص به عواملیه که تحت کنترل من نیست . ساده است یعنی به هیچ کس و هیچ چیز ربطی نداره که من باید موفق بشم ، این فقط مربوط به منه، مخصوص به خود منه مستقل از دخالت دیگران . اگه قصد دارید با دلیل و منطق و برهان جلوی این حرفم ایستادگی کنید و بهم ثابت کنید که اشتباه می کنم ، مجبورم ازتون دعوت کنم ، لطفاً پای استدلال رو اینجا باز نکنید . اینجا شما به یک دروغ بزرگ ، اما به شدت نیرومند ، سازنده ، قدرت بخش و جادویی احتیاج دارید ، دروغی که با تمام سلولهاتون بهش ایمان بیارید و این دروغ که تبدیل خواهد شد به راست ترین واقعیت زندگی شما ، از جمله مهمترین ساختارهاییه که باید در نهاد خودتون بازسازی کنید تا تبدیل بشید به انسانی بزرگ ، قدرتمند ، موفق ، برتر و سرنوشت ساز . باز هم تاکید می کنم اینجا نیاز به یک ایمان دارید ، نه یک تحلیل . یک باور قلبی، باور مشترکی که همه آدمهای بزرگ و برجسته کوکورانه و لجوج بهش ایمان داشتند . من می تونم ، تمامش مربوط به منه . بدون این بارو هرگز تصور نکنید که صاحب ساختار شخصیتی  موفقیت در ذهن خودتون بشید . این باور قدرت جادویی داره ، درهای بسته رو براتون باز میکنه ، مسیرهای نامرئی رو روشن می کنه و محرک پردازشهای کارآمدیه که کاملاً غیرمنطقی هستند . باور مسئولیت پذیری مطلق ، یعنی قطع وابستگی از هر آن چیزی که باید منتظرش باشی تا اگه شد کمک کنه و اگه نشد راهتو ببنده . باور مسئولیت پذیری مطلق ، یعنی فراموشی تمام بهانه ها ، یعنی مقصری در میون نیست . توجیه بی توجیه و هیچ دلیلی برای نرسیدن معتبر نیست . مطمئن باشید بیل گیتس به قدر کافی دلایل محکم و موجهی داشت که بیل گیتس نشه ، ادیسون اونقدر دلایل منطقی در اختیار داشت که اختراع لامپ رو غیرممکن نشون بده اونهم بعد از 900 تا آزمایش ناموفق و بوعلی سینا هم صدها دلیل معتبر برای اونکه فقط فرزند خلف پدرش باشه رو در اختیار داشت .

متن 34 :

از مهمترین علائم و نشانه های شکل گیری ساختار  موفقیت در شخصیت انسان ، پرورش قدرت تصمیم گیریست . قدرت تصمیم گیری بر مبنای صدور فرمان اجرا به پردازشهای ذهنی می باشد . فرمان مهمی که ذهن اکثریت از اجرایی کردن آن طفره می رود ، اکثریتی که مبتلا به ضعف قدرت تصمیم گیری هستند . موانع ذهنی متعدد و اغلب ناخودآگاهی که عمدتاً ریشه در ذهنیات گذشته افراد دارد ، جزو موانع جدی بروز قدرت تصمیم گیریست .

اجرای 35 :

شگفت انگیزه ولی کاملاً‌ حقیقت داره . اغلب ما نمی تونیم درصد قابل توجهی از پردازشهای ذهنیمونو اجرا کنیم . ما از بیماری مزمن ضعف قدرت تصمیم گیری رنج می بریم . می دونیم ، خوب می دونیم باید انجامش بدیم ، ولی انجام نمی دیم . مغز ما متقاعد شده و تصمیم قطعیشو گرفته ، مشکلی نیست ، مانعی نیست ، همه چیز فراهمه ، کافیه یک تلفن بزنیم ، یک تذکر بدیم ، یه نصف روز وقت بذاریم ، یه مسافرت کوتاه داشته باشیم ، کافیه یک بار به کسی لبخند بزنیم . و کافیه کاری که می دونیم باید انجامش بدیم ، انجامش بدیم ولی انجامش نمی دیم . مانعی هم در کار نیست ، دلیل مهمی هم برای انجام ندادنش وجود نداره ، حتی گرفتار تنبلی هم نیستیم ولی انجام نمی دیم . مثل اینکه پاهامون فلج شده و این یک قدم رو بر نمی داریم . فکرمون رو از ذهنمون پیاده نمی کنیم . باید به یه دوست زنگ بزنیم ، فلان چیز رو بخریم ، به اون اداره مراجعه کنیم ، کمتر بخوریم ، بیشتر مطالعه کنیم ، مهربونتر باشیم ، آرومتر ، خوشحالتر ، باید حرکت کنیم ولی نمی کنیم ، نه به این خاطر که توانش رو نداریم ، وقتش رو نداریم ، پولش رو نداریم ، نه ‌، فقط و فقط به این خاطره  که عضلات تصمیم گیری ما شل و ضعیف و پرورش نیافته هستند و در یک کلام ما از ضعف مفرط قدرت تصمیم گیری رنج می بریم . آگاهی ما دچار یک بیماری بزرگ هست و اون اینه که مرض ضعف تصمیم گیری رو با عوامل و مسائل دیگه اشتباه می گیره و این ضعف و بیماری رو با توجیهاتی غلط انکار میکنه . هنوز منتظرم ، وقتش نرسیده ، دارم آماده میشم ،‌ باید صبر کنم تا بهترین موقع برسه ، حس و حالش نیست ، حوصلشو ندارم . این توجیهات رو فراموش نکنید ، قضیه خیلی ساده است ، ما گرفتار ضعف تصمیم گیری هستیم همین و برای بازسازی ساختار موفقیت باید این ضعف رو در لایه های شخصیتمون درمان کنیم . تصمیم قطعی رو باید اجرا کرد ، باید اجرا کرد ، باید اجرا کرد . همین . نه انتظار برای آماده تر شدن و نه بهانه و توجیه . کاری رو که با 30 درصد آمادگی هم میشه انجامش داد بهتر از کاریه که با 100 درصد آمادگی انجامش ندی . یادمون نره موفقیت پاداش علم شما نیست ، پاداش نیت و قصد شما نیست، نتیجه توانمندی شما نیست ، جایزه هوش و استعداد شما نیست ، حتی نتیجه استحقاق و شایستگی شما هم نیست ، موفقیت تنها و تنها واکنشیه که در قبال کنش شما اتفاق می افته . فقط نتیجه عمل شماست . در فرآیند معمول هدف ، آماده ، آتش ، اکثریت به مرحله سوم نمی رسند و همیشه در حال هدف گیری و آماده شدن هستند ، در حالیکه تا آتش نکنی ، هدفی اصابت نخواهد کرد . اشکالی نداره اگه تیرت به هدف نخورد ، مهم شلیک بعدی و شلیکهای بعدی هست . خیالت راحت باشه ، به اندازه کافی تیر در اختیار داری . فرآیند موفقیت چیزی غیر از این نیست .

متن 35 :

عنصر بسیار مهم دیگری که برای بازسازی ساختار موفقیت در شخصیت افراد باید مورد توجه قرار گیرد ، نیروی قدرتمند ایمان است . حضور ایمان در لایه های شخصیتی انسان ، به مفهوم برخوردار بودن از اطمینان قلبی نسبت به مسیر برگزیده ، و داشتن اعتماد کافی و محکم به قوانین متولی خلق موفقیت می باشد . به بیان دیگر عوامل و محرکهایی که مسئول شکل گیری فرآیند موفقیت در وجود انسان هستند به پشتوانه نیروی ایمان و اطمینان می توانند وظایف خویش را به نحو شایسته انجام دهند .

اجرای 36 :

کاری که بهش ایمان نداشته باشی ، اگه محکوم به شکست نباشه ، محکوم به پیروزی و موفقیت هم نیست . برای موفق شدن ، باید اعماق وجودت ، سرشار از ایمان بشه . ایمان به خودت ، ایمان به قابلیتهات ، استعدادهات ، توانمندیهات ، ایمان به مسیری که انتخابش کردی ، راهی که جلوی روته و در نهایت ایمان به هدفی که بهش ایمان آوردی و نقطه موعودی که خودتو با اون تنظیم کردی و مهمتر از همه ایمان به حمایت و پشتیبانی همه جانبه نظام هستی و چرخه آفریده شده آفریدگار دانا و مطلق و ایمان توکلی سرسپرده و بدون تردید به مبدأ هستی . روح ایمان باید در همه ابعادت نفوذ کنه ،‌تا زمانی که ایمان نیاوری و ایمانت به کمال نرسیده ، روح و جسمت رو سرشار نکرده و فضای اطمینان و یقین رو جانشین تمام هراسها و تردیدها نکرده ،‌ هنوز تو لاین سبقت اتوبان موفقیت نیستی . اشکالی نداره ، اگه بیشتر صبر کنی ، بیشتر تامل کنی ، اما اجازه بدی ایمانت بالغ بشه ، بعد حرکت کنی ، ‌قدمهای موثر ، گامهای قدرتمند از جنس قدمهای مومن هست، نه قدمهای مردد و مشکوک . در نظر داشته باش ، در تمام طول مسیر بارها و بارها ایمانت رو به چالش خواهند کشید و اطمینان قلبی تو بارها به محک آزمونهای سخت سنجیده میشه . خاصیت محیط اینه که بی پروا و بی رحم به ایمانت حمله کنه و اونو زیر  سوال ببره . ایمان تو ، تو مسیر موفقیت باید اونقدر قدرتمند باشه که بتونه این مراحل رو رد کنه . یادت باشه ، تعیین کننده اینکه چه مسائلی تو حیطه توانایی و در دسترس توه و چه امکاناتی خارج از دسترس تو هست ، بستگی به میزان ایمان و اطمینان تو به خودت داره . قدرت جادویی ایمان ، در این هست که محدودیتهای کاملاً منطقی ات رو باور نکنی و باور کنی از سدهای منطقی و تحریف شده ، به راحتی میشه گذشت . قدرمسلم ، اصلاً مهم نیست ، منطق تو چه نمره ای می خواد به همچین ایمانی بده . هر قدر این نمره ضعیفتر و مردودتر ، ایمانت می تونه قدرتمندتر و جادویی تر باشه . و نیروی جادویی ایمان در همین هست که یک باورنکردنی رو باور کنی و مومن بشی به چیزی که دیگران از قبول کردنش عاجزند . هرگز سعی نکن ایمان و باورهای قدرتمندت رو به معرض ارزیابی همگانی بذاری . تایید همه روی باور و ایمان تو ، علامت خوبی نیست و نشون میده قدرت چندانی نداره . همیشه باورهای نیرومند و محرک برای عموم باورنکردنی هستند . پس چندان برای قضاوت همگانی ارزش قائل نشید . مثلی هست که میگه ، وقتی جوون هستید براتون خیلی مهمه دیگران درباره تفکرات شما چه قضاوتی می کنند ، وقتی به میانسالی می رسید ، می فهمید قضاوت دیگران اهمیتی نداره و وقتی پیر میشید تازه متوجه میشید ، بقیه اصلاً زحمت فکرکردن درباره افکار شما رو به خودشون نمی دند . تعریف می کنند ، روبن گونزالس تازه تو 20 سالگی رویای رفتن به المپیک تو ذهنش خلق شد و اون به این رویا ایمان آورد . رفت سراغ ورزش شرسواری و با اطمینان گفت که من یک مرد المپیکی هستم و می خوام تو المپیک شرکت کنم . ازش پرسیدند خوب شما چند ساله این ورزش رو کار می کنید ، جواب داد تازه می خوام شروع کنم ، بهش گفتند یه ده سالی دیر اومدی . دیگه از سن آموزش حرفه ای تو گذشته ولی ایمان اون قدرتمند از منطق جاری بود . و این قدرت جادویی ایمانش بود که باعث شد اون تو المپیکهای 1988 ، 1992 و 2002 شرکت کنه .

متن 36 ‌:‌

مثبت اندیشی و مثبت نگری یکی از ویژگیهای پایدار و نهادینه شده در ساختار شخصیتی انسانهای موفق محسوب می شود . برای بازسازی ساختار موفقیت در ابعاد مختلف شخصیت انسان ، لزوماً این مثبت نگری همه جانبه و متعهد ، باید بعنوان بستر اصلی تمام فرآیندهای ذهنی به کار گرفته شود و به شکل نگاه مثبت ، اندیشه مثبت و احساس مثبت فضای روحی و ذهنی فرد را اشباع نماید. این ویژگی مهم شخصیتی به شکلی فراگیر و بدون استثناء در نهاد تمام انسانهای موفق و برجسته مشهود است و بعنوان بستر اصلی اجرایی شدن فرآیند موفقیت شناخته می شود .

اجرای 37 :‌

مثبت اندیشی فقط یک توصیه روانشناسی نیست . تنها یک استراتژی نیست . صرفاً یک ابزار هم نیست . نگاه نیست تنها به مفهوم یک روحیه یا احساس نیروبخش هم خلاصه نمی شه ، مثبت اندیشی و مثبت نگری یک فرهنگه ، یک جهان بینی و ایدئولوژی هست و می تونیم بگیم فارغ از تمام مکتبها و فرهنگها مثبت نگری شاخصه یک جهان بینی برتر هست . جهان بینی و فرهنگی که نقطه اشتراک تمام انسانهای بزرگ و موفق و برجسته محسوب میشه و یکی از کلیدهای اصلی قدرت و توفیق اونهاست . مثبت اندیشی بعبارتی موضع شما رو در برابر کل نظام هستی و چرخه کائنات روشن می کنه ، جبهه گیری شما رو تعیین و مشخص میکنه ، کدوم طرف ایستادی ، آیا به چهارچوبهای نظام هستی و قوانین حاکم بر کائنات اعتماد داری ، آیا حاضری آفریدگار قادر مطلقت رو بعنوان حامی و پشتیبان و پناهگاه امن بپذیری و با قلبت بهش ایمان داشته باشی ، آیا حاضری باور کنی تو این سیستم همه چیز در تدارک موفق شدن تو هست ، حتی اگه تو از تموم قوانین و روابط سود نیاری ، یا اینکه نه ، سیستم نظام هستی و چرخه کائنات رو در تبادل خودتون کاملاً صلب ، بی مسئولیت و بی شعور و خنثی می دونید که هیچ وظیفه ای در قبال شما و این شما هستید تک و تنها ، بدون پشتوانه و یا اینکه در حالت سوم ، بدتر از همه تصور می کنید نظام هستی سیستمی رو تدارک دیده که باید چوب لای چرخ شما بذاره و اگه غفلت کنی تمام رشته هاتو پنبه میکنه و ممکنه از پشت بهت خنجر بزنه . قلب شما چی میگه . شما معمولاً برای روزگار چه صفتی رو به کار می برید ، روزگار نامراد ، روزگار پست ،‌ روزگار نامرد ، روزگار سخت گیر . روزگار رو چطور می بینید ، چطور احساس می کنید و چطور باورش می کنید و شگفت آور و حیرت انگیز اونکه هر طور باور کنید ، درست باور کردید و روزگار شما همون روزگاری هست که خودتون دوست دارید باشه . مثبت اندیشی یه نوع فرهنگه ، یه نوع ایدئولوژی ، یک جهان‌ینی، یک مکتب ، مثبت اندیشی بیانگر باور و درک شما از نظام هستی و آفریدگارتون هست .  باور شما و نوع نگاه شما براتون محقق میشه ، وقتی با اطمینان میگم مثبت اندیشی و مثبت نگری جزو ساختار اصلی شخصیت آدمهای بزرگ و موفقه ، به این دلیله که موفقیت تنها و تنها در امتداد یک نگاه مثبت امکان تحقق داره . به عبارت دیگه اگه قراره موفقیت شما بواسطه واکنش مثبت نظام هستی به فعل و انفعالهای شما اتفاق بیفته ، نظام هستی تنها در قبال کنشهای مثبت ، واکنشهای مثبت نشون میده . زندگی به اونهایی که بهش اعتماد کردند ، اعتماد میکنه ، به اونهایی که بهش می خندند ، می خنده ، اونهایی رو که باورش کنند ، باور میکنه و اونهایی رو قبولش داشته باشند ، قبول داره . اینکه هر موضوع و اتفاقی که برات پیش میاد ، سری میگی خیری توش هست و حتماً نکته مثبتی پشتش پنهان شده ، ‌ققط یک تعارف ساده یا یک جبهه گیری احساسی نرم نیست ، بلکه اگر واقعاً به حرفت ایمان داشته باشی ، بدون که یکی از مهمترین و اصلی ترین شاخصهای ساختار شخصیت موفق رو در خودت داری . و دست آخر اینکه حد بالای مثبت اندیشی و مثبت نگری  همون توکل همه جانبه و سرسپرده به خداوند عالمیان هست .

متن 37 :

از دیگر شاخصهای مهم بازسازی موفقیت در ساختار شخصیت ، مهارت نگرش حضور در هدف می باشد . نگرش حضور در هدف به معنا و مفهوم امکان بازسازی کامل شرایط درک هدف بیش از رسیدن به آن می باشد . این گونه بازسازی زود هنگام شرایط نهایی باید در برگیرنده تمام عناصر روحی ، جسمی ، احساسی ، فکری و رفتاری مختصات هدف باشد .

اجرای 37 :

آدمهای برجسته ، افراد برتری که به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کردند ، در لایه های شخصیتی دارای قابلیت و مهارتی هستند که می تونند خودشونو دقیقاً تو نقطه هدف و رسیده به هدف ببینند و احساس کنند ، خیلی قبل از اونکه به هدفشون برسند ، یا حتی بهش نزدیک بشند . در حالیکه این توانمندی برای اکثریت غیرممکن و بعید به نظر میرسه ، اما اقلیت برتر ، این قدرت و توان روحی و شخصیتی رو دارند ، زمانیکه هنوز با هدفشون فاصله زیادی دارند ، زمانیکه موانع زیادی سر راه موفقیتشون وجود دارد و زمانیکه هزار اما و اگر و شرط و پیش شرط مسیر رو بعید و شاید غیرممکن بهشون نشون میده ، اونها خودشونو رسیده به نقطه هدف ببینند . خودشونو تو اون شرایط احساس کنند ، درک کنند و با تمام جزئیات لمس کنند و هدف رو در دوردست بلکه کاملا‌ً توی دستاشون تجسم کنند . برای اینکه این ویژگی مهم رو در ساختار شخصیت خودتون ایجاد کنید ، باید بتونید طوری رفتار کنید ، طوری فکر کنید و طوری احساس کنید ، انگار به هدفتون رسیدید ، باید اونچنان بازیگر خوبی باشید و خوب تو قالب نقشتون فرو برید که خودتون هم باورتون بشه ، به هدف رسیدید . فایده این قابلیت و مهارت چی هست؟ این حالت باعث میشه ، جهت گیری نیرومندی در برنامه ریزی های ذهن و بخصوص پردازشهای ضمیر ناخودآگاه شکل بگیره که سرعت جهشی و خیره کننده ای به مسیر موفقیت شما بده . اگه تونستی خودتو یه آدم ابرثروتمند پولدار ببینی و باور کنی اون موقع تصمیمهایی که بهت الهام میشه ، تفکراتی که ذهنت رو اشغال میکنه ، احساساتی که محرک حرکتهای توست و باورهایی که مرجع جهت گیریهای توست ، همه و همه با دقت و کیفیت مناسبی به سمت هدف نهاییت ، یعنی جذب پول و ثروت زیاد بسیج میشه . از طرف دیگه سیستم واکنشی نظام هستی و چرخه کائنات هم عکس العمل حیرت انگیزی به این حالت شما نشون میده و چون شما این تصویر رو کاملاً باور کردید ، مثل اینکه متعهد به محقق ساختنش میشه . و اونجاست که می بینید بعضی مسیرها شاید غیرمنطقی کوتاهتر میشند و خیلی چیزها که پیش بینی شو نمی کردید و انتظارش رو نداشتید به کمکتون میاند . این قابلیت شخصیتی برتر ، یعنی امکان حضور در هدف قبل از رسیدن ، باید به پشتوانه نیروی اعتماد به نفس، توکل و ایمان شما شکل بگیره و به عبارتی باید بتونید موفقیت فردا رو امروز جشن بگیرید . حک کانفیلد ، در یکی از تمرینهاش از یک جور مهمونی یاد میکنه در اون شرکت کنندگان ، هر کدوم با چهره و تیپ و رفتار شخصیتی که می خواند ، بهش برسند ، ظاهر میشند . مثلاً کسی که هدف‌گیری کرده در آینده وزیر بشه ، تو اون مهمونی با عنوان و شخصیت و رفتار و احساس جناب وزیر شرکت میکنه . اونی که می خواد  یه نویسنده بزرگ بشه ، در نقش یک نویسنده بزرگ تو اون مهمونی شرکت میکنه ، همینطور یه تاجر بزرگ ، یه هنرپیشه بزرگ یه قهرمان ورزشی . این تمرین اغراق آمیز باعث میشه مهارت حضور در هدف در افراد پرورش پیدا کنه . مهارتی که نقش تعیین کننده در سرعت رسیدن به موفقیت داره .

متن 38 :‌

قدرت الگوبرداری ، از دیگر شاخصهای مهم بازسازی موفقیت در شخصیت فرد است . این ویژگی منطبق بر منطق و قوانین جاری زندگی نقش موثر در افزایش بهره وری شخصیتی افراد دارد . چرا که کاملاً بدیهی و پذیرفته شده است . برای تجربه یک فرآیند ، استفاده از تجربه های موفق موجود ، راهی مقرون به صرفه و سریع می باشد . این قابلیت یعنی مهارت الگوبرداری از تجربیات موفق ، بخصوص در زندگی امروزه که امکان اطلاعات به سادگی و گستردگی موجود است ، ابزاری مهم و موثر در فرآیند شکل گیری موفقیت در هر مسیری می باشد .

اجرای 39 :

یه آدم موفق ، قطعاً یه الگوبردار حرفه ای هست ، یه کپی بردار ماهر و ورزیده . چه به این مهارتش آگاهی و اشراف داشته باشه ، چه اون رو به طور ذاتی و ناخودآگاه انجام بده ولی به طور حتم آدمهای برتر و موفق ، خیلی سریع و تیزهوش و قدرتمند تقلید می کنند . خوب بلندند ، کی ، کجا  و چطوری راه و رسم کاری رو از دیگران یاد بگیرند از تجربه رایگان ولی فوق العاده گرون و ارزشمند دیگران ، به سادگی نمی گذرند . چیز عجیب و پیچیده ای نیست ، تو زندگی روزمره ، هر کاری که بخواید انجام بدید ، هر مسیری رو که بخواید طی کنید و به هر موفقیتی که بخواید دست پیدا کنید ، حتماً کسانی قبل از شما اون کار رو انجام دادند ، اون مسیر رو طی کردند و به اون موفقیت دست پیدا کردند . و با شتابی که این روزها در رقابت برای رسیدن به موفقیتها هست ، امکان نداره بدون الگوبرداری و کپی برداری از سایر انسانهای برتر و موفق ، با سرعت و کیفیت مناسب به هدفتون برسید و قطعاً تو مسیر رقابت جا می مونید . پس باید این قابلیت و مهارت رو در شخصیت خودتون جاری کنید که یک الگوبردار و کپی بردار حرفه ای و تمام عیار باشید . دقت کنید دوستان ، هر مسیری کلیدهای ویژه و مخصوص بخودش ، مخصوص به همون مسیر رو داره . برای رسیدن به هر موفقیتی باید کلیدهای ویژه اون مسیر رو تو جیبتون داشته باشید . بدون اون کلیدها ، بدون آگاهی از نقاط کلیدی شانسی مطمئن برای رسیدن به موفقیت ندارید . حالا یا باید اونقدر وقت و انرژی بذارید و کلیدهاتونو خودتون پیدا کنید و کشف کنید یا خیلی ساده تر کلیدهاشو از افرادی که قبلاً پیدا کردند یه کپی بگیرید . الگوبرداری از انسانهای موثر و موفق ، اونهایی که می تونند تو زمینه مورد نظر الگوی ما باشند ، راه روشن رسیدن به موفقیت هست و شما همیشه و در هر حال می تونید الگوهای مورد نیازتون رو پیدا کنید .

متن 39 :‌

برخورداری از جسارت روحی و شخصیتی یکی از مهمترین عناصر ساختار شخصیت موفق به حساب می آید . آنچه به عنوان حضور عنصر جسارت در ساختار ذهنی فرد شناخته می شود ، عبارتست از توان غلبه بر اینرسی و مقاومت اولیه حرکت به سمت موفقیت و حفظ این محرک قدرتمند در سراسر مسیر به منظور تدارک مواجهه با موانع و مشکلات . داشتن جسارت ذاتی در انسان ، خالق شخصیتی قدرتمند است . شخصیتی که آمادگی رودررویی با شرایط سخت و ناشناخته را دارد . و چون همواره مسیر موفقیت ، سرشار از لحظات سخت و موقعیتهای ناشناخته است . موفقیت و جسارت دو مفهوم همراه و همنشین در وجود انسانهای برتر محسوب می شود .

اجرای 40 :

روبرت آلن بیان میکنه ، آنچه رو می خواهید ، در خارج از منطقه امن شما قرار داده . به عبارت دیگر موقعیتهای برتر و موفقیتهای مرغوب و شایسته ، معمولاً جایی دورتر از دسترس شماست . هیچ کس نمی تونه ادعا کنه ، موفقیتهای بزرگ و برتر همیشه همین بغل گوش شماست ، کافیه دستتو دراز کنی و بگیریش . اصلاً این طور نیست . همیشه موفقیت کمی دورتر از دسترس موجوده ، باید چند گام برداری تا بهش برسی . و موفقیتهای بزرگ و برجسته تو مه آلودی افقهای ناشناخته ، پنهان شده ، برای رسیدن بهش باید حرکت کرد و دل سپرد به افقهای جدید ، تجربه‌های جدید ، مسیرهای جدید ، و البته ناشناخته و شاید دلهره آور . اگه غیر از این بود ، همه انسانها تو هر شرایطی موفق بودند و این هرگز یه ویژگی برتر محسوب نمی شه . مگه کسی هم هست که از موفقیت و بهره مندی بیشتر بدش بیاد . کسی حاضر نیست به جرگه موفقیتها بپیونده . چه کسی دنبال ثروت بیشتر ، شهرت بیشتر ، تحصیلات بالاتر ، مقام بالاتر و موفقیتی شایسته تر نیست . همه و همه در به در بیشترها و بهترها هستند ، اما چه کسی برای دستیابی به این بیشترها و بهترها حرکت میکنه و راهی میشه . خیلی کم ، خیلی خیلی کم و اکثریت هیچ حرکتی نمی کنند و سر جاشون ایستادند و راه نمی افتند . چرا ، مگه دنبال موفقیت نبودند ، مگه نمی خواستند زندگی بهتری داشته باشند ، البته که دوست داشتند ولی اکثریت حرکت نمی کنند ، دقیقاً به این دلیل که از عنصر جسارت بی بهره اند . موفقیتهای برتر و موفقیتهای درخشان ، عموماً در محدوده ناشناخته و به ظاهر ناامن زندگی قرار داره و اکثریت جسارت قدم گذاشتن به منطقه ناامن زندگیشونو ندارند . نیرویی ندارند که به پشتوانه اون خطر کنند . متاسفانه سیستم ما انسانها مجهز به یک ترمز درونی هست . ترمزی که در حالت عادی فعاله . البته داشتن این ترمز ذاتی جزو ساختار هوشمندانه و مدبرانه طراحی و آفرینش ماست و وجود این ترمز درونی برای حراست و حفاظت از الزامات بقای ما ضروریه و صد البته آدمهای جسور موفق ، اونهایی نیستند که این ترمز رو ندارند و ترمز بریدند . اگه کسی سیستم ترمز درونیش فعال نباشه انسان خطرناک یا دیوانه ای هست . اما تفاوت داشتن و نداشتن جسارت در اینه که انسانهای جسور می دونند و بلدند کی و کجا این ترمز دستی رو بخوابونند و گاز بدند و در حالیکه انسانهای فاقد جسارت با ترمز دستی بالا گاز می دند و حرکت می کنند . این ترمزهای درونی شامل تصورات منفی ، باورهای بازدارنده ، خاطرات ناخوشایند و تجربیات نامطلوب و تاثیرپذیریهای مخالف هست . دقت کنید این نوع تصورات ، باورها ، تجربیات و تاثیرپذیریها ممکنه غلط و اشتباه و یا کاملاً درست و منطقی باشه . به عبارتی من اصلاً قصد اثبات یا انکار ماهیت ترمزهای درونیمون رو ندارم و برای داشتن جسارت لازم نیست ترمزهای درونی رو سرکوب کرد . بلکه جسارت مترادف کنترل داشتن کابل بر روی ترمز درونی و بهره برداری آگاهانه از اونهاست ، کی و چه موقع به این ترمزها توجه کنیم و چه مواقعی اونها رو غیرفعال کنیم تا بتونیم حرکت کنیم و حرکتمون روون باشه . انسانهای موفق جسارت قدم گذاشتن در منطقه ناامن زندگیشونو دارند و معمولاً‌ موفقیتهای برتر در مناطق ناامن زندگی ما قرار داره ، اما ما اغلب تمایل به سکونت در محدوده امن زندگیمونو داریم و جسارت معامله بر روی امنیت و آسودگی لااقل بخش محدودی از محدوده امن زندگیمون رو نداریم . در منطقه امن همیشه تجربه های تجربه شده و شناخته شده منتظر ماست ، ‌تکرار تجربیات دیروز و استفاده مجدد از دانسته های دیروز ، اما اگه چیز جدیدتر و شایسته تر و کاملتری می خوایم ، باید آماده درک تجربه ای باشیم که تا حالا تجربش نکردیم . نداشتن جسارت لازم برای حرکت ، معمولاً ریشه در تربیت گذشته ما داره . ما از بچگی تحت تاثیر محیط ،‌ معمولاً طوری پرورش پیدا کردیم تا جسارتمون محدود و محدودتر بشه . مثل بچه فیلی که پاشو با طناب به یک پایه می بندند تا از محدوده ای جلوتر نره ، بعدها بزرگ و بزرگتر که میشه و تبدیل به یک فیل چند تنی میشه ، باز هم حرکتی نمی کنه که طناب پاره بشه و جلوتر بره ، با اینکه این کار براش خیلی راحته ، اما وابسته به باورهای گذشته شده و جسارت اینکار رو نداره . لزوم برخورداری از جسارت برای کسب موفقیت ، یه منطق روشن دیگه هم داره . انیشتین میگه عمده مشکلاتی که با اونها روبرو هستیم در محدوده تفکرات موجود ماست و چون این مشکلات زاییده و ساخته و پرداخته همین تفکرات هستند ، برای پیدا کردن راه حل به تفکرات جدید از جنسی متفاوت و خارج از محدوده تفکرات قبلی نیاز داریم و این همون روح جسارت هست .

متن 40 :

ساختار موفقیت در شخصیت انسانهای برتر ، شامل تلفیقی متناسب از رویاپردازی و واقعگرایی می‌باشد . برای بازسازی الگوی موفقیت در لایه های شخصیتی و ذهنی یک فرد ، باید کاربرد توام بعد خیال پردازی و بعد واقعگرایی را در موقعیتهای خاص ایجاد کرد و این دو قابلیت نیرومند که یکی محرک جهش به سمت افقهای بلند کامیابی و دیگری به منظور طراحی استراتژی مناسب حرکت می باشد را به نحوی مطلوب و متناسب پرورش داد .

اجرای 41 :

بک شخصیت خیال پرداز و رویاگرا ، با قدرت تخیل و تصویرسازی مداوم ذهنیش می تونه ، خلاقیت ضمیر ناخودآگاهش رو تحریک کنه و فعال نگه داره . پردازشهای ذهنی و شکل تفکراتش رو به سمت جذب منابع بیشتر و موثرتر جهت بده و امکانات مناسبتری را برای رسیدن به موفقیت فراهم کنه . از طرف دیگه ذهن واقعگرا به خوبی قدرت تجزیه و تحلیل مسیر رو داره و برای تصمیم گیری بهتر و موثرتر می تونه خوب بررسی کنه ، ارزیابی کنه و تصمیم بگیره . هر دو این قابلیتها برای سازماندهی موفقیت در ساختار شخصیت انسان لازمند و جزو تواناییهای کلیدی به شمار میرند ولی من معتقدم وجه خیال پردازی و رویاگرایی در شخصیت اغلب ما عنصری هست که بیشتر ازش محرومیم و از فقرش لطمه می خوریم . به عبارتی غیرفعال بودن قابلیت خیال‌پردازی و رویاگرایی ما حتی از نوع ساده و با کیفیت کودکانش ، یکی از عواملیه که ساختار شخصیتی ما رو از موفقیت دور نگه میداره . در واقع ذهن ما یا همون مرکز فرماندهی ما ، کلیه پردازشها  و فرآیندهاش به شدت متاثر از تصاویر مرجع هست . تصاویر ذهنی مرجع اون تصاویری هستند که ذهن ما بیشتر و موثرتر روی اونها تاکید داره و تمرکز داره . یک ذهن کاملاً واقعگرا ، تصاویر ذهنی مرجعش ، همون  تصاویر روزمره هست ، ذهنیاتی هست که به واسطه درگیریهای فکری روزانه ما با موضوعات تشکیل میشه و همین تصاویر مرجع جهت دهنده اون پردازشهای ذهنی و تفکراتی هست که قراره مبنای خلق فردای ما باشه . پس برای یک آدم مطلقاً واقعگرا که تصاویر ذهنی مرجعش از تجربیات امروزی هست ، روند پردازشهای ذهنیش هم معطوف به امروزه و کاملاً طبیعی و قابل پیش بینی هست که فردای این آدم هم چیزی بیشتر از امروزش نباشه . اما وضعیت برای یک ذهن رویایی و خیال پرداز کاملاً متفاوته . اینجا تصاویر مرجع ، یعنی اون تصاویری که روش تاکید و تمرکز بیشتری میشه ، رویاهایی طلایی و دلپذیر از فرداست فرداهایی که هنوز تحقق پیدا نکردند و در سرزمین رویاهای ما کاملاً واقعی و حس کردنی هستند و نکته شگفت انگیز درباره عملکرد ذهن ناخودآگاه اینکه ، نمی تونه به خوبی فرق بین تصاویر مجازی و واقعی رو تشخیص بده . ضمیر ناخودآگاه ما همون قدر که در مورد تصاویر ذهنی واقعی و تصاویری که قبلاً تجربش کردیم تاثیرپذیره ، در خصوص تصاویر مجازی و تصاویر پرداخته شده توسط رویاهای ما هم تاثیرپذیره و این ناتوانی از درک چنین تفاوتی ، موهبت بسیار بسیار بزرگ و قدرتمندیه که منحصر ما انسانهاست . آدمی که رویاها و آرزوها و تصاویر خیالیش رو جدی میگیره ، بهش اهمیت میده و روش تمرکز می کنه ، در واقع تضادی رو بین تصاویر ارسالی از وضعیت موجود و تصاویر وضعیت ایده ال برای ضمیر ناخودآگاه قدرتمندش تعریف میکنه و این تضاد و کشمکش ناشی از اختلاف بین این دو نوع تصویر محرک بسیاری از پردازشها ، جهت‌گیریها و حرکتهای جهشی و قدرتمند در انسانهای موفق هست . در مغز انسان رویاپرداز سیستمی وجود داره که این سیستم در مغز انسانهای کاملاً واقعگرا فعال نیست . به عبارت روشن تر در مغز آدمهای خیال پرداز ، سیستم فعال کننده شبکه ای ، فرآیندهای مغز رو طوری برنامه ریزی میکنه تا اطلاعات و قابلیتهای مورد نیاز از بخش ناخودآگاه به لایه آگاهی منتقل بشه . خیال‌پردازی مستمر و جهت دار متمرکز ، ضمیر ناخودآگاه رو به نحو موثری تحریک میکنه تا ایده های جدید خلق کنه . یکدفعه وقتی از خواب بلند میشید ، یه فکر طلایی به ذهنتون خطور میکنه ، دارید پیاده روی می کنید و به چیزای دیگه فکر می کنید ، اما ناگهان یه راه حل عالی برای مشکلتون پیدا میشه و این سیستم به شدت متاثر از خیال پردازی آگاهانه یا فرایند تجسم خلاق هست .

متن 41 :

قابلیت پذیرش هوشمندانه و قدرتمند شکست از مشخصه های مهم ساختار موفقیت در شخصیت انسان می باشد . کیفیت واکنشهای فرد پس از مواجهه با  شکست بی تردید تاثیر قابل ملاحظه ای در طی کردن فرآیند موفقیت دارد و نوع برخورد انسان با شکست وابسته به ساختار ساختار شکست پذیری شخصیت اوست .

اجرای 42 :

کاملاً درست متوجه شدید . منظور شکست پذیری بود ، نه شکست ناپذیری . مواجهه با شکست ، حقیقتی کاملاً معمول و جاری در مسیر موفقیت هست . شکست واقعیتی تلخ و دردناک و اجتناب ناپذیر نیست . بلکه یکی از اجزای اصلی موفقیت ماست . این یکی از اصول کاملاً بدیهی و پذیرفته شده موفقیت هست . که برای موفق شدن باید  شکست بخوری ، شکست زمینه رشد تو رو فراهم می کنه ،‌ شکست امکان گسترش توانمندیها و قابلیتهای تو رو فراهم میکنه ، شکست نشونه اون هست که عاملی تو مسیر موفقیت  هنوز خارج از محدوده توان تو هست ، پس برای غلبه بر اون باید تواناتر بشی و شکست و شکستها اونقدر تو رو توانا می کنند تا شایسته موفقیت بشی . و البته هر شکستی قطعاً نتیجه موفقیت آمیز و پیروزمندانه اجرای یک فرآینده . مسیری که اگرچه در اون کاملاً‌ موفق شدی ولی مسیر اشتباهی بوده و نتیجش به دردت نمی خوره . پس شکست تنها باید بهت نشون بده راه رو عوضی رفتی و شکست می تونه راه اصلی رو بهتر بهت نشون بده . اما نکته مهم اینکه ، نقطه جداشدن اکثریت از ادامه مسیر موفقیت و رها کردن فرآیند موفقیت همین نقاط شکست است . اینجا و تو این مراحله که اکثریت از ادامه راه انصراف میدند . چرا؟ چون آدمهای شکست پذیری نیستند و اقلیت موفق آدمهایی هستند که به خوبی توان پذیرش شکست رو دارند . موفقها اونهایی نیستند که شکست نمی خورند بلکه اونها شکست پذیرهای خوبی هستند. اگر ادعا کنم ، قابلیت پذیرش شکست و قدرت و توان ادامه شایسته مسیر بعد از تحمل شکست ، مهمترین و اساسی ترین فوق بین انسانهای موفق و ناموفق هست ، حرف گزافی نزدم . این یکی از مهمترین ساختارهایی هست که برای بازسازی موفقیت باید در خودتون ایجاد کنید . برای اثبات این بخش از حرفام اصلاً کار مشکلی ندارم ، کافیه یه بررسی کوتاه روی زندگی افراد برجسته و موفق داشته باشید ، خواهید دید ، زندگی اونها سرشار از شکست بوده ، شکستهای سنگین و متوالی و دقیقاً به همین دلیل ما الان اونها رو انسانهای بزرگ و برجسته ای می دونیم  چون شکست پذیران فوق العاده قدرتمند و باهوشی بودند .

متن 42 :

قدرت ترس ، محرکی نیرومند در ساختار شخصیتی انسانهای موفق در نظر گرفته می شود . بروز احساس ترس ، کیفیتی کاملاً طبیعی و البته کاربردی در سیستم واکنشی جسم و روح انسان است . مدیریت این احساس و نحوه کنترل و بهره برداری از آن شاخص ویژه  و پراهمیت در تفکیک انسانهای برتر و موفق و انسانهای ساده و متوسط است . زیرا نیروی ترس می توانند تاثیری فلج کننده و ویرانگر در مسیر موفقیت داشته و یا قدرتی پیشرو و توانمند ساز جهت نیل به موفقیتهای بزرگ به کار گرفته شود . قدرت ترس از جمله نیروهای برتر و ناشناخته ایست که در بازسازی ساختار موفقیت در شخصیت افراد باید مورد توجه خاص قرار گیرد .

اجرای 43 :

میگند ، دنبال همون چیزی برید که ازش می ترسید . افراد موفق کسانی نیستند که نمی ترسند ، اونها آدمهایی هستند که قدرتمند می ترسند ،.خوب نگاه کنید ، اغلب کارهای بزرگ ترسناکند ، موفقیتهای بزرگ دلهره آورند ،‌ قصد دارید پول زیادی بدست بیارید و ثروتمند بشید ، این موضوع همون قدر که جذاب و دل انگیز و رویائیه ‌، ترسناک و دلهره ‌آور هم هست . قصد دارید نویسنده بزرگ و برجسته ای بشید ، به پست و مقام مهمی برسید ، جهشی تو تحصیلاتتون داشته باشید ، ‌یا هر کار بزرگ دیگه ای انجام بدید ، در واقع دارید تغییر مهمی رو در روند فعلی زندگیتون تجربه می کنید و تجربه هر تغییری با ترس و دلهره و اضطراب همراهه . هر قدر موفقیتی که هدف گیری کردید ، بزرگتر ، عظیم تر و رویایی تر باشه ، با احساس ترس و دلهره بزرگتری رو در رو خواهید شد . ترس نشانه سیر موفقیت هست . چون همیشه قدمهای جدید همراه با احساس ترس از درک ناشناخته ها و تجربه نشده هاست و درک موفقیت لزوماً توام با گام گذاشتن در وادی ناشناخته ها و تجربیات جدید هست . اما اکثریت رویاهاشونو در مواجهه با ترس می بازند و این احساس آتش حرکت اونها رو خاموش میکنه ، درحالیکه برای انسانهای برتر ، اتفاقی معکوس می افته و ترس اشتیاق و حرارت حرکت اونها رو گرمتر میکنه . برای بهره برداری موثر از احساس ترس ، باید اون رو تجربه کنید ، نباید ازش فرار کنید ، یا انکارش کنید . ترس شاخص نشون دهنده تهدیدهاست . فرصت های برتر و جادویی همیشه از دل تهدیدها بیرون میاند. پس مشتاق تجربه ترس باشید . این اشتیاق رو وقتی می تونید خوب درک کنید که از ایستگاه ترس عبور کرده و به موفقیت برسید . اون موقع هست که به ترستون احترام می ذارید و حتی  عاشقش میشید . اکثریت و انسانهای متوسط که ساختار ذهنیشون برای درک موفقیتهای بزرگ طراحی نشده ، عموماً هر کاری می کنند تا گرفتار ترس نشند . ترس و تهدید . این همراهی و همنشینی بسیار بد و نامبارکی برای این دو واژه هست . بدون شک ، بدترین همراه و نتیجه ترس می تونه تردید باشه . تردیدی که ساختار و موفقیت ما رو متزلزل کند و امید و ایمان ما رو زیر سوال ببره و مسیر رو برای ما مبهم کنه . ترس قدرتمند محصولات و نتایج بهتری مثل آمادگی بیشتر و بازنگری و بهینه سازی قابلیتها رو داره . اگه در مسیرتون احساس کردید ، ‌هرگز نمی‌ترسید و هیچ احساس هراسی به سراغتون نمی یاد و دلهره ای دلتونو تکون نمی ده ، بدونید موفقیت قابل توجهی رو هدف گیری نکردید یا تو مسیر استانداردی قدم نمی زنید . ترس نشونه تحریک قدرتها و توانمندیهای شماست ، بدون تجربه ترس قدرتمندتر نمی شید . ‌درست زمانیکه بقیه دارند بهت میگند ، مگه دیوونه شدی ، عقلتو از دست دادی ، تو به الهام درونیت گوش کن ، شاید داره میگه انگار داری موفق میشی . ترسهاتو خوب بشناس . بعضی ترسها کاملاً واهی و بی ارزشند ، ‌ترسی که ساخته و پرداخته ذهنیتهای مریض و پردازشهای نامطلوب ذهنی هست و البته بعضی ترسها جزو طبیعت مسیر موفقیت هستند و ترسهای باارزش و الهام بخش به حساب می یاند . و مدیریت احساس ترس یعنی شناخت منطق ترس و امکان بهره برداری موثر برای افزایش قابلیتها و تواناییها . چیزی رو که من اسمشو گذاشتم قدرت جادویی ترس .

متن 43 :‌

کیفیت درخواست ، به معنای نحوه طلب کردن خواسته ، انتظار و توقع خویش از منابعی است که توان برآورده ساختن نیاز انسان را دارند . نوع و شکل فرآیند درخواست ویژگی شخصیتی مهمی است که برگرفته از ساختار درونی خود می باشد . این ویژگی در میان اقلیت موفق و برتر ، تفاوت ماهیتی و ساختاری با اکثریت ساده و معمولی دارد و یکی از پارامترهای حائز اهمیت در بازسازی موفقیت در ساختار شخصیتی انسان می باشد . واکنش دیگران در قبال خواست شما ، کاملاً وابسته به کیفیت خواستن شماست و خواستن قدرتمند و موثر می تواند نقشی تعیین کننده در مسیر موفقیت ایفا نماید .

اجرای 44 :

آدمهای موفق ، انسانهای برتر و برجسته و تمام کسانی که به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کردند ، قبل از اینکه قدرتمند ،‌توانمند ، شایسته و بلند مرتبه باشند ، درخواست کننده های قوی ، جسور ، موثر و پیگیری هستند . راحت و بی پروا می خواند و درخواستشونو با قدرت و محکم مطرح می‌کنند ، اونچه رو نیاز دارند به روشنی بیان می کنند و طلب می کنند و از اون مرجعی می خواند که توان برآورده کردن نیازشونو داره . موقعی که شرایط درخواست کردن فراهمه ، این پا و اون پا نمی کنند ، متزلزل نمی شند و از طرح درخواستشون منصرف نمی شند . خجالت نمی کشند ، به احتمالات منفی فکر نمی کنند و ضعف از خودشون نشون نمی دند . اون طور می خواند که ایمان دارند استحقاقشو دارند و اون طور که چیزی رو از کسی گدایی کنند . ضعف در موقع درخواست یعنی محدود کردن منابع ، یعنی چشم پوشی از امکانات ، یعنی کم کردن شانس موفقیت . اگه طرح درخواستی برای شما سخته و موقع مطرح کردن درخواست دچار مشکل میشید ، احتمالاً می‌ترسید که محتاج به نظر برسید ، می ترسید احمق جلوه کنید ، می ترسید کوچک بشید ، می‌ترسید دیگران شما رو نادون بدونند و می ترسید از شنیدن جواب نه . ولی واقعیت اینه که اگه می ترسید درخواستتونو مطرح کنید ، تمام این پارامترها برای شما اتفاق افتاده ، یعنی هم محتاجید،‌ هم نادان ، هم کوچک و جواب نه رو پیشاپیش خودتون به خودتون دادید و عملاً با مطرح نکردن درخواست هیچ کدوم از این مشکلات و تصورها رو حل نکردید . این موضوع رو باید شکلی موثر و ریشه دار تو ساختار شخصیتتون جا بندازید که راحت و آروم و محکم درخواستتونو مطرح کنید و هر وقت لازم شد جسارت لازم رو برای طرح درخواست خودتون داشته باشید . جرات پرسیدن رو در خودتون تقویت کنید و سوالها و مطالبه هاتون رو به شکلی موثر مطرح کنید . اگه دنبال جواب مثبت هستید ، سوالتونو طوری طرح کنید که پاسخ رو به سمت جواب مثبت سوق بده. به جای اونکه درخواست کنید اگه براتون مقدوره و مشکلی ایجاد نمی کنه مرحمت کنید و با وام بنده موافقت کنید ، بگید سپاسگزار خواهم شد از اینکه با درخواست وام بنده موافقت می‌کنید. به جای اونکه به همسرتون بگید دردت چیه ، مشکلت چیه که اینقدر تو خونه با من بداخلاقی می کنی بگید مطمئنم می تونم شاهد رفتار بهتری از شما باشم . با اطمینان بخواید ، مثبت بخواید ، طوری بخواید که امکان پاسخ منفی رو از طرف مقابل بگیرید ، خلع سلاحش کنید ، از کسی درخواست کنید که بتونه خواسته شما رو برآورده کنه . این موضوع رو بهش نشون بدید و ثابت کنید . تو بهترین وقت و بهترین موقعیت بخواید ، ‌با اصرار بخواید ، مکرر بخواید ، با کیفیتی بخواید که طرف مقابل مشتاق به برآورده کردن خواسته شما بشه ، درک کنه مثل اینکه هیچ راه دیگه ای نداره . بهش تحمیل نکنید ولی اونقدر شل و بی حال نخواید که هیچ انگیزه ای در اون تحریک نشه . باید یه درخواست کننده قهار ، قدرتمند ، مصر ، مطمئن و پیگیر باشید و تا حصول نتیجه مطلوب دست از درخواستتون برندارید . یادم میاد زمانیکه در محل کارم به پست جدیدی  منتقل شدم ، بهم گفتند ، یکی از کارمندات آدم واقعاً خاصیه ، اگه چیزی رو بخواد حتماً ازت می‌گیره . من اول پیش خودم در برابر این آدم جبهه گیری کردم و گفتم از‌آدمهای کنه و لجوج بدم میاد ولی بعد از چند نوبت دیدم خواه ناخواه در برابرش خلع سلاح شدم . اونقدر مطمئن و ساده و محکم و دلنشین می خواست که راه چاره ای رو برام باقی نمی ذاشت و من از این کارمندم درسهای بزرگی یاد گرفتم .

متن 44 :‌

سرسخت بودن ، ویژگی بارز و روشن شخصیت انسانهای برتر و موفق هست . سرسختی به معنای قدرت دوام و استمرار بر فرآیندیست که در سایه تاکید و تکرار منجر به توفیق خواهد شد . سرسختی و مقاوم بودن از ویژگیهای ساختار شخصیت افراد است . این وجه تمایز در لایه های شخصیتی اقلیت برتر با اکثریت ساده ،‌ زمانی روشن می شود که انسانهای متوسط و معمولی هنگام دریافت نتیجه نامطلوب ، فرآیند از پیش طراحی شده خویش را رها می کنند . اما انسانهای موفق و برتر با بهره مندی از عنصر سرسختی به سادگی امکان ایجاد تزلزل و فعل در اراده خویش را به عوامل درونی و بیرونی نمی دهند .

اجرای 45 :

بخش عمده ای از پاسخها و واکنشهایی که شما از دیگران و از محیط دریافت می کنید ، پاسخهای منفی و جوابهای رد هست . شما با این قسمت اعظم جوابها و واکنشهاتون چطور برخورد می کنید . باهاشون چکار می کنید و چطور می خواید از اونها استفاده کنید . جواب شما اینه که خوب پاسخ منفی ،‌ منفیه دیگه ، استفاده و نحوه برخورد نداره ، واکنش رد دریافت کردیم ، یعنی بی فایدست باید ازش صرف نظر کرد و کاریش نمیشه کرد . این همون استفاده عمومی هست که اکثریت معمولی از پاسخهای دریافتی منفی دارند . یعنی در حقیقت واکنشهای منفی مورد استفاده‌ای براشون نداره و علامت توقف یک فرایند هست . البته جوابهای رد ، چندان هم برای اکثریت بی مصرف نیست ، می تونه باعث دلسردی ، تضعیف اراده و حتی انصراف کامل بشه ولی برخورد و بهره برداری اقلیت موفق و برتر موقع دریافت جواب رد و پاسخهای منفی کاملاً فرق می‌کنه . اونها تو اینجور مواقع نه ناامید میشند و نه منصرف و نه متزلزل ، بلکه با همون انرژی قبلی مسیر رو ادامه میدند و چه بسا پرانرژی تر و امیدوارتر . همین موضوع تفاوت ساختاری در شخصیت انسانهای موفق و انسانهای معمولی هست که بهش میگیم سرسختی . سرسختی مفهومی هست که کیفیت و ماهیت وجودی شما رو نشون میده و ریشه در نوع باورها ، ذهنیات ، تصورات و پردازشهای ذهنی شما داره . شما به خوبی می تونید آدمهای سرسخت و محکم رو از آدمهای سست و متزلزل تشخیص بدید و قاعدتاً همه با من موافقید که انسانهای موفق رو باید در بین سرسختها پیدا کرد . همیشه سرسختی در برابر جوابهای منفی ، نیرو و قابلیتهای شما رو افزایش میده . زمانیکه قبول نمی شید ، رد میشید ، خواستتونو نمی پذیرند و راه بسته ست ، درست همون موقع زمان ظاهر شدن راه حل جدیدیه که از اول هم این راه حل جدید مسیر اصلی شما رو مشخص می کرده و موفقیت گوهری نهفته در راههای جدید هست . غالب اوقات راه موفقیت راه جدیدی هست که بعد از تجربه مسیرهای قبلی و نتیجه نگرفتن ها ، پیداش کردید و امتحانش کردید و شرط اصلی ورود به این راههای جدید داشتن سرسختی در شخصیتتون هست . مفهوم رد شدن چیه؟ یعنی باید تواناتر بشی ، کاملتر بشی ، باید باز هم بخوای ، قدرتمندتر بخوای ، متفاوت بخوای ، مطمئن تر بخوای و هوشمندانه تر بخوای و اینها همه مترادف واژه موفقیت هستند و نیاز دارند به نیروی سرسختی . مفاهیم توانایی ، قدرت ، بزرگی ، تکامل و اطمینان همشون زیرمجموعه‌های موفقیت هستند و این مفاهیم به پشتوانه عنصر سرسختی و اغلب در مواجهه با موانع و مشکلات استخراج میشند . به خاطر داشته باشیم برای تسلیم شدن همیشه زوده و میزان سرسختی شما مقیاس تعهدتون به موفقیته .

متن 45 :

مدیریت دریافت واکنش ، به مفهومی اطلاق می شود که بیانگر کیفیت دریافت اطلاعات در فرآیندهای ارتباطی متقابل است . به عبارت ساده تر تاثیرپذیری افراد از کیفیت واکنشهای محیط در قبال فرآیند موفقیت ، یکی از ویژگیهای ساختار شخصیتی موفقیت محسوب می شود . با توجه به آنکه واکنشهای دریافتی در قبال حرکت ما متنوع و عموماً غیر قابل پیش بینی است ، تاثیری که ما از هر واکنش در ساختار شخصیت خویش می پذیریم ، نشان دهنده توانمندیهای ما در کسب موفقیت است .

اجرای 46 :

هر کاری که انجام بدی ، هر قدمی که برداری و هر حرکتی که شروع کنی ، با واکنش دیگران مواجه خواهی  شد . واکنشهایی که متفاوت و بعضاً غیر قابل پیش بینی هستند . اعلام نظر ، توصیه ، نصیحت ، پیشنهاد ، همدردی ، تهاجم ، دستور ، انتقاد ، انزجار و شاید تشویق و حمایت ، اینها انواع واکنشهایی هستند که ممکنه از محیط دریافت کنید . بعضی از واکنشها نیروبخش و محرک برای ادامه مسیر هستند ، اما بسیاری از واکنشها ، بازدارنده و متوقف کننده و ناامید کننده هستند . نمی تونم ازتون بخوام که طوری حرکت کنید تا همه واکنشهای دریافتی مثبت و مطلوب باشه ، ‌اگه مرتکب چنین حرکتی شدید و دیدید همه واکنشها عالیه ، همه دارند حمایتتون می کنند و همه دارند تشویقتون می کنند ، بدونید یه جای کار ایراد داره و شما تو مسیر موفقیت مهمی نیستید . نمی تونم ازتون بخوام فقط واکنشهای مثبت و سازنده رو دریافت کنید و از رودررویی با واکنشهای منفی و مخرب فرار کنید و دوری کنید . این امکان پذیر نیست ، چون برخورد با واکنشهای منفی اجتناب ناپذیره ، ولی برای بازسازی ساختار موفقیت در شخصیتتون باید ازتون بخوام که نوع تاثیرپذیری شخصیتتون در هر ابعادش رو از واکنشهای اطرافیان مدیریت کنید . به عبارت دیگه ، باید بتونید ، فیلتری سد راه واکنشهای دریافتی قرار بدید تا هر نوع واکنش ، با هر کیفیتی رو تبدیل به برداشتی نیرومند و سازنده با تاثیرگذاری مثبت کنه . خوب دقت کنید دوستان، واکنش ، هر شخصیت به عملکرد شما ، بیشتر از اونکه بیان کننده کیفیت کار شما باشه ، وابسته به نوع شخصیت ، نوع دیدگاه ها و پردازشهای ذهنی طرف مقابل داره . بذاریم دوباره این مطلب رو تکرار کنم . واکنش هر شخصیت به عملکرد شما ، بیشتر از اونکه بیان کننده کیفیت کار شما باشه نشون دهنده شخصیت طرف مقابل در ارتباط با کار شماست . ممکنه بعنوان مثال اقدام به سرمایه‌گذاری تو زمینه ای بکنید . واکنش یکی از دوستان شما کاملاً مثبت و حمایتگر و خوش‌بینانست و واکنش دوست دیگتون تند و مخرب و منفی هست . واکنش های این دوست بیشتر از اونکه ملاک ارزیابی عملکرد شما باشه ، نشون میده طرف مقابل در ارتباط با این موضوع چیکارست و چیکاره بوده . احتمالاً دوست اول تجربه موفق و درخشانی تو زمینه های سرمایه‌گذاری مشابه داشته و دوست دوم شکستهای جانانه ای رو از شبیه این نوع سرمایه گذاری دریافت کرده . پس لازمه خوب دقت کنید ، اطلاعاتی که از واکنش اطرافیان دریافت می کنید اول به درد ارزیابی شخصیت طرف مقابل می خوره و بعد به درد ارزیابی عملکرد شما . سعی کنید همیشه به نظرهای تخصصی احترام بذارید و بی واسطه از اونها استفاده کنید ، اما برای اینکار لازمه این اطلاعات تخصصی رو خودتون از لابلای شاخ و برگ و حواشی شخصیت واکنش دهنده استخراج کنید ، خالص کنید و بیرون بکشید . سعی کنید در برابر واکنش دیگران احساساتتونو کنترل و مدیریت کنید چون به هر حال همه ما به نوعی تحت تاثیر واکنش دیگران قرار می گیریم. و سرانجام به این اصل خوب توجه کنید برای دریافت تاثیر مطلوب و خالص و تخصصی از واکنش اطرافیان نیازه خودتونو قدرتمندتر و پرداخته تر از طرف مقابل باور کنید . هر کسی که می‌خواد باشه . اگه با این پیش زمینه ذهنی و فرضی به واکنشهای دیگران ترتیب اثر بدید ، می‌تونید ساختار شخصیتی برخورد موثر با واکنشها رو در شخصیت خودتون شکل بدید .

متن  46 :

برانگیخته بودن دائم و همیشگی نیاز به بهبود مستمر از دیگر شاخصهای ساختار موفقیت در شخصیت افراد است . به بیان بهتر تمایل مداوم به برخورداری از کیفیت بهتر ، محرک و زمینه ساز نیروی پیشرو به سمت موفقیتهای برتر است و در صورت فقدان این احساس نیاز ، در عمل ساختار حرکت به سمت موفقیت شکل نخواهد گرفت .

اجرای 47 :

ژاپنیها مفهوم مهمی دارند تحت عنوان کایزن . به معنی تمایل همیشگی و مستمر به درک سطحی عالی تر و بهتر از سطح فعلی . نیاز به بهبود مستمر و البته جزئی ولی همیشگی . طوریکه این بهبودها و ارتقاء کیفیتهای جزئی ، وقتی دائمی و مستدام باشند در نهایت منجر به  موفقیتهای درخشان خواهد شد . متخصصان علم اقتصاد ، یکی از عمده ترین دلایل پیشرفت ژاپنیها رو توجه به این اصل مهم می دونند . اینکه در هر لحظه و تو هر موقعیتی احساس نیاز به بهتر شدن وجود داشته باشه . ما هم از این اصل یعنی اصل بهبود مستمر به عنوان یکی از ساختارهای مهم بازسازی موفقیت در شخصیت انسان یاد می کنیم . مفهوم بهبود مستمر در واقع یک جور حس نیاز و طلب دائم و همیشگی و همه جانبه به بهتر شدنه ، به بهبود شرایط ، به پیدا کردن راههای مناسبتره . یک نگاه به انسانهای بزرگ بندازید ، آدمهایی که به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا کردند ، خیلی از اوقات یه خواننده بزرگ وقتی بهترین اثر و بهترین آلبومش رو ارائه میده ، دیگه مدتها ازش خبری نیست و آثاری که ارائه میده دیگه فراتر از اون کار بزرگش نیست ، یا اینکه حداکثر میتونه خودشو تکرار کنه ، یه فوتبالیست بزرگ وقتی آقای گل میشه یا توپ طلایی رو بدست می یاره ، اغلب اوقات فصل بعدی کیفیت به مراتب پایین تری رو ارائه میده و یا با همون کیفیت قبلی به فوتبالش ادامه میده . انسانها وقتی به سقفی از موفقیت می رسند ، خیلی زود متوقف میشند و سیر مراحل موفقیت در اونها کند میشه و سد میشه . دلیلش کاملاً مشخص و مشترکه ، چون نیاز به بهبود مستمر در وجود اونها خاموش میشه و این یکی از آفتهای بزرگ انسانی هست . برای داشتن ساختار یک شخصیت موفق باید این نیازو لحظه به لحظه درک و لمس کنیم که باید بهتر بود ، باید برتر شد و باید بیشتر بدست آورد و نکته بسیار بسیار مهم این نوع ساختار شخصیتی اینکه برای بهبود مستمر باید روی جزئیات متمرکز بود . جزئی ترین بهبودها در کیفیت عملکرد در نهایت اگه استمرار داشته باشه ، میتونه منجر به موفقیتهای بزرگ و چشمگیری بشه . به عنوان مثال اگه تو یه رشته ورزشی کار می کنید سعی کنید هر روز ، یک درصد عملکردتون رو بهتر کنید ، اگه فوتبال بازی می کنید ، سعی کنید امروز یک مقدار دقت ضربتون بیشتر بشه ، یه کم قدرت شوتتون نسبت به دیروز بیشتر باشه ، کمی جایگیریتونو بهتر کنید . هر روز باید این پیشرفتهای جزئی رو احساس کنید و ارزیابی کنید و یکدفعه دنبال یک جهش سریع نباشید . با این نگاه و عملکرد مستمر تو یه زمانبندی مشخص اون جهش در موفقیت رو بهش خواهید رسید . مهمترین چیز اینه که نیاز به بهبود مستمر و همینطور ارزیابی اجرای این بهبود مستمر و جزئی رو در عملکردهاتون و در شخصیتتون همراه داشته باشید .

متن 47 :

داشتن عشق و علاقه به نوع مسیری که برای موفقیت خویش برگزیده اید ، از مهمترین عوامل تاثیرگذار در امکان موفقیت شما به حساب می آید .

اجرای 48 :

شاید این حرف من به نظر خیلی آرمانی باشه ، شاید منطبق با واقعیتهای زندگی نباشه و شاید نشه کاربردیش کرد ولی اجازه بدید من اون رو با اطمینان خدمتتون عرض کنم ، چون هرگز نمی تونم از گفتنش صرف نظر کنم . کاری رو که عاشقش نیستید رها کنید و برید سراغ کاری که عاشق اون هستید . کاری رو تو مسیر موفقیت انتخاب کنید که با تمام وجود بهش علاقه دارید و روحتونو سیراب میکنه . تمام استراتژیهایی که خدمتتون معرفی کردم یک طرف و این کلید جادویی طرف دیگه . نمی دونم میشه یا نه . اصلاً امکان پذیره ، شرایط جامعه ما اجازه میده ولی من حرفم رو میزنم . موفقیت ناب و خالص و تموم و کمال جایی هست که عشق باشه و هر قدر لازمه هزینه کنید تا سراغ کاری برید که عاشقش هستید ، این جادوی موفقیته .

متن 48 :‌

انسانهای موفق در ساختار شخصیتی خویش ، خودارزیابهای کارآمدی هستند . آنها جسارت و توان خروج از کالبد فکری موجود ، مشاهده از بیرون و ارزیابی منصفانه از عملکرد خویش را دارند و این ویژگی برجسته یکی از ساختارهای تعیین کننده موفقیت در شخصیت افراد است .

اجرای 49 :

به نظر کار آسونی میاد ولی فکر میکنم اونقدرها هم ساده نیست . ارزیابی منصفانه و بی طرف از شخصیت از عملکرد و از نتایج خودمون . این ارزیابی ویژه منجر به یک خودآگاهی مقدس و ارزشمند می تونه بشه . در نظر داشته باشید بهترین بازرس ، بهترین کارشناس و بهترین ارزیاب برای اینکه تشخیص بده کجا ایستادید ، حالتون چطوره ، قابلیتها و توانمندیهاتون در چه وضعیتیه ، کجاها نیاز به ترمیم دارند و کدوم نقاط قوت رو باید روش بیشتر تمرکز کنید ، هیچ کس جز خود شما نیست . و این اطلاعات بسیار مهم و ذیقیمت بدرد هیچ کسی جز شما نمی خوره . بنابراین برای شکل گیری ساختار موفقیت در شخصیتتون باید یک واحد خودارزیابی رو در نهادتون خلق کنید . برای انجام این ارزشیابی ارزشمند ، باید بتونید بعضی مواقع از قالب موجود خودتون فاصله بگیرید و از زاویه دید مستقلی نگاهی ارزیاب به خودتون بندازید و این کار ساده ای نیست ، اما نتایج فوق العاده ای رو براتون همراه خواهد داشت .

متن 49 :

یکی از ویژگیهای برتر و منحصر انسانهای موفق و برجسته ، حرکت فراتر از انتظار می باشد . این نوع نگرش و کیفیت عملکرد بیانگر روحیه ایست که فرد عادت دارد همیشه چند گام پیشتر از انتظار موجود و طراحی قبلی حرکت کند و زمانی فرآیندی را تکامل یافته در می یابد که به وضعیتی فراتر از تکامل طراحی شده پیشین دست یابد .

اجرای 50 :‌

این قابلیت ویژه ای هست که معمولاً برای اکثریت دقیقاً برعکسش وجود داره . اکثریت همیشه چند گام مونده به مقصد می ایستند و می گند خوب ، عالیه ، دیگه کافیه . زود به کمتر از اونیکه می خواستند قانع میشند ، کمتر از کیفیتی رو که باید ارائه می کنند و معمولاً چند گام عقبتر از اونجایی که باید هستند و البته راضیند . درحالیکه این اتفاق برای افراد برتر ، کسانی که به موفقیتهای بزرگ و دستاوردهای طلایی می رسند دقیقاً‌ برعکس می افته و اونها همیشه عادت دارند ، چند قدم جلوتر برند و معمولا‌ً فراتر از انتظار حرکت می کنند و از اونجایی که همه منتظرند ، جلوتر میرند و این چند قدم اضافه معمولاً نتایجی بسیار بسیار بزرگتر از ظرفیت اون چند قدم نصیبشون می کنه . این موضوع که تاثیر شگفت انگیزی در موفقیت فرد داره ، مبنای موفقیتهای بسیاری از موسسات و شرکتهای تجاری هم قرار گرفته . و این شرکتها بر مبنای این اصل ، سعی می کنند خدماتی رو بیشتر از انتظار مشتری بهش ارائه بدند . و بواسطه همین خدمات فراتر از انتظار ، هر چند جزئی نتایج درخشانی نصیبشون شده . این اصل در بهبود موفقیت افراد هم تاثیر بسیار بسیار مهمی داره . کارمندی که وظایف خودش را به نحو احسن انجام میده ولی حاضره در صورت نیاز بعضی از کارهایی که جزء وظیفش نیست رو هم انجام بده ، راننده ای که سعی میکنه علاوه به رسوندن مسافراش به مقصد اونها رو راضی تر نگه داره ، مهندسی که خدمات کارشناسی ورای اونچه ازش خواستند ارائه میده ، نقاشی که وقتی ازش خواستند دیوار رو رنگ کنه ، چهارچوب زخمی در رو هم درست می کنه ، مکانیکی که بعد از تعمیر موتور باد چرخها رو هم تنظیم می کنه ، همه اینها کارهای کوچکی را بیشتر از حد انتظار انجام میدند . اما نکته بسیار بسیار مهم این ویژگی شخصیتی اینه که نتایجی که از این کارهای کوچک فراتر از انتظار نصیبتون خواهد شد هم واقعاً فراتر از انتظار هست .

متن 50 :

یکی از نشانه های بارز ساختار موفقیت در شخصیت انسانهای برتر ، وجود آرامشی عمیق در لایه‌های مختلف شخصیتی آنها است . داشتن ذهنی آشفته و شلوغ و همراهی احساسات مضطرب و نگران سطح کارآمدی عملکردها را کاهش داده ، سرعت رسیدن به موفقیت را کند می نماید .

اجرای 51 :

شاید بگید رسیدن به موفقیت در سایه کار و تلاش شدید و پیگیر ، به این در و اون در زدن ، سعی و خطا ، و دویدن و آروم گذاشتن بدست می یاد . شاید فکر می کنید آدمهای موفق بعد از گذروندن مرزهای سخت و پراضطراب ، پرتنش و بعد از کلی آشفتگی و خستگی ، التهاب و هیجان و سختی و عذاب و بعد از طی کردن تمام این مراحل سخته که به موفقیت می رسند . اما من با شما موافق نیستم و اونچه رو که دیدم و درک کردم این بود که آدمهای آروم ، آدمهای خوشحال ، آدمهای پرنشاط ، اونهایی که تفریحی کار می کنند ، از کارشون لذت می برند . تو هر سختی و وضعیت ناجوری اونقدر آرامش دارند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده . اونها هستند که به موفقیتهای بزرگ رسیدند . اونها هرگز برای دستیابی به موفقیت چنگ نزدند و رنج نکشیدند و آرامششونو از دست ندادند و دست آخر هم موفق شدند . به خاطر داشته باشید ، نداشتن تمرکز کافی روی اهداف روشن ، شلوغی کارها ، نداشتن اولویت بندی ، ناقص انجام دادن کارها و جدی گرفتن مشکلات باعث آشفتگی ذهن شما میشه و تو این فضای آشفته شانس زیادی برای موفقیت نخواهید داشت .

متن 51 :‌

انعطاف پذیری شخصیتی به معنای آمادگی پذیرش هرگونه تغییر در مواقعی است که لزوم تغییر برای فرد مسهل شده است . انعطاف پذیری باعث امکان تغییر جهت سریع به سمت موفقیت و پرهیز از اتلاف نیروها و امکانات بوده و جزو شاخصهای مهم ساختار موفقیت در شخصیت افراد است .

اجرای 52 :

ازتون دعوت می کنم برای موفقیت و کامیابی ، صاحب شخصیتی سیال بشید . شخصیتی که هر موقع آگاهانه اراده کردید و نیاز دیدید ،‌ تغییرش بدید ، شکل و فرمش رو عوض کنید و از این شخصیت جدید ، قابلیتهای جدیدی رو دریافت کنید . قابلیتها و توانمندیهایی که قبلاً نداشتید ، اما حالا می تونید با داشتنشون موفق بشید . اگه تا الان موفق نشدید و به این نتیجه رسیدید که دلیل عدم موفقیتتون نوع روابطی هست که با همکاران دارید ، نوع برداشتی هست که از سرمایتون دارید ، ضعف اعتماد به نفس شماست ، تنبلی شماست ، بی حوصلگی شماست باید بتونید به سرعت تغییر کنید و این عنصر انعطاف پذیری رو چنان در رگهای شخصیتتون جاری کنید که هر وقت نیاز دارید خودتونو دگرگون کنید و صاحب نتایج جدید بشید .

متن 52 :

ویژگی خاصی که در شخصت اغلب انسانهای موفق مشهود است ، شروع از آخر می باشد . به این معنا که افراد موفق حرکت خویش در مسیر موفقیت را با لحاظ کردن تمام شرایط انتهایی مسیر آغاز می نمایند .

اجرای 53 :

اینکه خودتو از همون نقطه شروع ، رسیده به نقطه هدف تصور کنی ، مختصات انتهای مسیر رو دقیقاً در شرایط شروع حرکتت در نظر بگیری و اونچه که در آخر باید بدونی ، درک کنی و اون روحیه و قدرتی که باید تو قله موفقیت داشته باشی ، ‌همون ابتدای راه در درون خود احساس می‌کنی ، ویژگی و مشخصه حرکت انسانهای برتر و موفقه ، زیاد پیچیده نیست . اگه دنبال ثروت هستی ، باید با روحیه ، قدرت و مشخصات شخصیتی یک انسان ثروتمند مسیر جذب ثروت رو شروع کنی تا به نتیجه دلخواهت برسی . اگه دنبال کسب یک جایگاه شغلی بالاتر هستی باید احساس کنی کاملا‌ً لیاقت و شایستگی اون رو داری ، انگار همین الان روی اون صندلی نشستی و با چنین قدرتی به سمت موفقیت حرکت کنی . شروع از آخر یعنی باور و احساس نقطه موفقیت  پیش از شروع کردن مسیر .

متن  53 :

ساختار یک ذهن موفق معمولا‌ً پردازشهایی که مبتنی بر تعاملهای دوجانبه یا چندجانبه می باشد را بر طبق فرمول برنده - برنده شکل می دهد . به این معنی که بر روی بهره برداری طرفین یک معامله متمرکز است زیرا باور دارد ، زیان یک طرف ممکن است در نهایت منجر به زیان طرف دیگر نیز شود .

اجرای 54 :

این ویژگی مهم یک ذهن قدرتمند و سرشار از اطمینان و آرامشه که سعی میکنه تو هر معامله ای درگیر بازی برنده - برنده بشه . ذهن هوشمندی که منفعت را دوجانبه یا چندجانبه می بینه . اگر همسرت اشتباه کرد ، او رو تخریب نکن ، چون با این کار تو برنده نیستی ، چون باید دریافت کننده واکنشهای یک همسر تخریب شده باشی پس با تخریب اون باعث تخریب خودت هم شدی و این بازی بازنده - بازنده هست . اگه با همکارت رقابت می کنی و طوری به اون ضربه می زنی که سازمانت آسیب می بیند ، در حقیقت تو هم از آسیب اون سازمان صدمه می خوری و این بازی بازنده - بازنده هست . پردازش برنده - برنده یعنی امتیازات رو با دیگران سهیم میشی تا در سایه برد دیگران تو هم برنده تر بشی و این نوع پردازش مخصوص شخصیت موفق می تونه امتیازهای تو رو تصاعدی افزایش بده .

متن 54 :

در انتهای کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت ، بار دیگر به مرور ساختارهای شخصیتی موفقیت می‌پردازیم . ساختارهایی که برای بهره مندی از ویژگیهای ذهنی ، شخصیتی و رفتاری انسانهای موفق باید آنها را به صورت پایدار در شخصیت خویش خلق کرده و پرورش دهیم :

  • 1- تعریف هویت به منظور شکل گیری ماهیت و جوهره شخصیت فرد برای حرکت به سمت موفقیت .
  • 2- مسئولیت پذیری به منظور قطع وابستگی از عواملی که برای خلق موفقیت خارج از کنترل فرد قرار دارند .
  • 3- پرورش قدرت تصمیم گیری جهت به فعلیت رساندن پردازشهای ذهنی .
  • 4- بهره مندی از نیروی ایمان برای برخورداری از پشتوانه مطمئن ظهور قابلیتهای فردی .
  • 5- پایدار ساخت مثبت نگری به منظور ایجاد بستر مناسب اجرای فرآیندهای موفقیت .
  • 6- نگرش حضور در هدف به منظور توانمندسازی قوای ذهنی و رفتاری با ایجاد احساس پیروزی پیش از موفقیت .
  • 7- قدرت الگو برداری جهت استفاده از تجربیات موفق در مسیر نیل به اهداف .
  • 8- برخورداری از پشتوانه جسارت جهت مواجهه با شرایط سخت و ناشناخته .
  • 9- بهره گیری از قدرت تخیل و رویاپردازی توام با واقعگرایی جهت تحریک خلاقیت آگاهانه و ناخودآگاه .
  • 10- قدرت شکست پذیری به منظور مواجهه موثر و نیرومند با شکستهای احتمالی .
  • 11- استفاده از قدرت ترس بعنوان محرکی نیرومند برای خروج از توقفگاه ها .
  • 12- بالابردن کیفیت درخواست جهت استفاده بهینه از منابع بیرونی .
  • 13- تقویت شاخصه سرسختی شخصیتی به منظور طراحی حرکت قدرتمند به سمت موفقیت .
  • 14- پرورش مدیریت دریافت واکنش به منظور برداشتی بهتر و موثرتر از بازخورد واکنشی اطرافیان .
  • 15- حفظ نیاز به بهبود مستمر جهت افزایش راندمان موفقیت .
  • 16- لزوم بهره مندی از نیروی عشق و علاقه به مسیر برگزیده موفقیت .
  • 17- پرورش قابلیت خودارزیابی جهت بهبود عملکردها .
  • 18- حرکت فراتر از انتظار بعنوان شاخصی کلیدی در جلب موفقیتهای برتر .
  • 19- برخورداری از آرامش و اطمینان درونی در تمام مراحل مسیر موفقیت .
  • 20- داشتن انعطاف پذیری شخصیتی جهت اعمال سریع و موثر تغییرات مورد نیاز .
  • 21- استراتژی شروع از آخر جهت آغاز مسیر موفقیت از مناسبترین نقطه .
  • 22- مهارت بهره گیری از پردازشهای ذهنی برنده - برنده در تعاملات متقابل .

اجرای 55 :

بسیار خوب ، دوستان ارزشمند من ، در انتهای کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت اجازه بدید بر روی چند نکته کلیدی مجدداً تاکید کنم . موفقیت تنها یک رسیدن به نتایج بهتر و باکیفیت تر و درخشانتر تو زندگی نیست . نتایج ارزنده تر محصول نهایی فرآیند باشکوهی به نام موفقیت هست. فرآیندی در اعماق شخصیت ما انسانها باید خلق بشه ، پرورش پیدا کنه و شکوفا بشه تا نتایجش رو تو زندگی درک کنیم و استفاده کنیم . این قانون ابدی موفقیت مخصوص انسان هست . قانونی که برای معدودی اقلیت برتر به شایستگی اجرا شده و نتایج طلاییش نه تنها در زندگی اونها جلوه گر شده ، بلکه زندگی مسیر انسانی رو هم تحت تاثیر قرار داده . پس برای کسب موفقیتهای بیشتر و شایسته تر تو زندگیتون سعی کنید ساختار موفقیت رو در شخصیتتون بازسازی کنید و این کاری هست که تنها و تنها از خود شما بر میاد و دخالت هیچ محرک بیرونی رو موثر ندونید . من تو این مجال کوتاه سعی کردم معرفی کوتاه و مختصری از این ساختار رو خدمتتون ارائه بدم . ساختاری که اگه در وجود هر کدوم از ما جاری بشه ، از ما انسان جدیدی می سازه ، متفاوت تر ، قدرتمندتر و جادویی تر از انسان دیروز و البته موفق تر . در انتظار شنیدن خبر موفقیتهای طلایی شما دوستان ارزشمندم هستم .


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٧  
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
کلمات کلیدی: