| متن کامل سخنان مهندس تقدسی در کارگاه بازسازی موفقیت |
| ساعت ۸:۱٤ ب.ظ روز سهشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٧ |
|
کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت متن 27 : به نام دانای هستی بخش . به کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت ، از مجموعه دوره های آموزشی ان ال پی پیشرفته خوش آمدید . مطالبی که در این برنامه ارائه می گردد ، به بررسی ساختار موفقیت و کامیابی در لایه های شخصیتی و کیفیت پردازشهای ذهنی پرداخته و با بهره گیری از اصول و منطق ان ال پی ، سعی در بازسازی شاخصهای مختلف شخصیتی افراد موفق و برجسته ، در انسانهای عادی و متوسط دارد . با اطمینان از این باور بزرگ که بازسازی المانهای ذهنی ، رفتاری و نگرش انسانهای موفق در سایر افراد ، می تواند منجر به تکرار موفقیتهای بزرگ ، در هر شرایطی شود . در تدوین و ارائه این دوره آموزشی ، با مهندس حمید تقدسی همراه خواهیم بود . اجرای 28 : همراهان ارزشمند من سلام . موفقیت یک مفهوم آرمانی و سرنوشت سازه ، بزرگ و محترم و مقدس ، هم اندازه بزرگی آفریده برتری بنام انسان . هر کدوم از ما ، از زاویه دید خودمون به موفقیت نگاه می کنیم و خیلی ساده میشه گفت تمام تلاشها ، زحمتها ، جهت گیریها ، خطر کردنها و فعل و انفعالات ما در تمام مراحل زندگی به قصد رسیدن به نقطه ای هست که همه ما اونو به اسم موفقیت می شناسیم . موفقیت در بدست آوردن پول بیشتر ، جایگاه شغلی بالاتر ، اعتبار اجتماعی معتبرتر ، جلب عشق بیشتر ، قدرت بیشتر ،آرامش بیشتر و ما همیشه تو زندگی بیشتر و بهتر می خوایم و اسم این بیشترها و بهترها رو گذاشتیم موفقیت . موفقیت به نوعی خطکش اندازه گیری قامت انسانی ماست . هر قدر موفق تر باشیم ، خودمونو تو رتبه بالاتری میبینیم و این کاملاً بدیهی و پذیرفته شده است که تمام حرکات ما در تمام شئون زندگیمون به سمت و سوی موفقیت باشه . اما موضوع بسیار مهم و اشتباه فراگیری که مبتلا به اکثریت قریب به اتفاق ماست ، اینه که حرکت ما به سمت موفقیت ، فقط متوجه نتایج هست . این نتایج هستند که حرف اول و آخر رو در موفقیت ما میزنند و ما همه تلاش و استراتژیها و نیروهامونو به کار میبریم تا نتایج بهتر و بیشتری گیرمون بیاد . پارسال درآمدم 20 میلیون تومن بود ، امسال کاری می کنم که در آمدم 30 میلیون تومن بشه ، چون باید موفق تر باشم . تا دیروز رئیس دایره بودم ، فردا باید مدیر بخش بشم تا موفقیت شغلی نصیبم بشه . درسته که شاخص اندازه گیری موفقیت ما نتایج هست ، درسته که حساب بانکیت باید بگه چقدر موفقیت مالی داشتی ، نمره هات میگند چقدر تو تحصیلت موفق بودی ، واکنشهای همسرت میگه ، چقدر در بهبود روابط عاطفیت توفیق بدست آوردی ولی سوال اساسی اینه که آیا برای کسب موفقیت ، مسئولیت و رسالت ما تغییر و بهبود نتایج هست؟ جواب این سوال به شدت منفیه و من اصرار دارم با صدای بلند اعلام کنم این همون اشتباه بزرگ ، تحلیل غلط و غفلت زیانبار ماست که اجازه درک موفقیت رو به ما نمیده . متاسفانه و بسیار غم انگیز اینه که ما تمام انرژی و قدرتمونو جایی خرج می کنیم که کمترین قابلیت و امکان تاثیرگذاری رو داریم . همه توجهمون معطوف به جایی هست که در اصل ارتباط چندانی با ما نداره و مسیرش خارج از کنترل ماست . جایی دست و پا می زنیم که دستمون به هیچ جا بند نیست . باید شغل بهتری داشته باشی ، اما هر قدر سعی می کنی و زحمت می کشی بی فایدست . پول بیشتری باید بدست بیاری ، اما هر قدر خودتو به در و دیوار می کوبی ، انگار نه انگار . و من و تو در ایستگاه نتایج متوقف و سردرگم و ناامید می مونیم ، در حالیکه اینجا ایستگاه سوم موفقیت هست و ما ناآگاهانه و خسارت زده از دو تا ایستگاه قبلی غفلت کردیم . متن 28 : فرآیند رسیدن به موفقیت در سه مرحله به تکوین میرسد . و سیر تکامل هر کامیابی و موفقیتی در سه لایه اصلی به بلوغ و تکامل نهایی نایل میشود . لایه اول که موثرترین و اصلی ترین بخش شکلگیری و بسترسازی هر نوع موفقیتی است مربوط به کیفیت پردازشهای ذهنی و ساختار شخصیت افراد است . در این سطح ، مراحل نخستین و ریشه های اصلی خلق موفقیت بنا گذاشته شده و پرورش پیدا می کنه . لایه دوم کیفیت رفتار و عملکرد افراد است که بعنوان ابزار اجرای موفقیت ، وظیفه بالفعل کردن موفقیتی که در لایه اول بالقوه خلق شده را بر عهده دارد و لایه سوم محل ظهور و تجلی موفقیت در عرصه زندگی انسانهاست و در این بخش بذرهای کاشته شده در لایه اول و پرورش داده شده در لایه دوم . به نتیجه قطعی و قابل پیش بینی خود می رسند . اجرای 29 : راه دیگه ای رو تصور نکنید ، قطعاً باید از ایستگاه اول و ایستگاه دوم عبور کنید تا به ایستگاه سوم برسید . این قانون نظام هستی هست . وقتی شرایط لازم رو فراهم کردید ، تمام علتهای مورد نیاز رو جمع کردید و تک تک تکه های این پازل چیده شد ، اون وقت زمان ورود به ایستگاه سوم هست و اینجا باید دست به کمر بایستید و از درک موفقیتی که در حقیقت ماهیت واقعی خود شماست ، لذت ببرید . پس ایستگاه سوم ، ایستگاه درک و تجربه موفقیت هست و اکثریتی که سرزده و بی خبر وارد ایستگاه میشند تا موفقیتها رو شکار کنند ، تنها می تونند شاهد در آغوش کشیدن موفقیت های انسانهای برتری باشند که بعد از عبور از دو ایستگاه قبلی به اینجا رسیدند . اینجا جایی هست که نظام کائنات و چرخه هستی قراره وظیفه و تعهدش رو در قبال آدمهایی که به خودشون متعهد بودند ،تمام و کمال انجام بده ، به وعدش وفا کنه و اینجا کار ما فقط ایستادن و تماشا کردنه . ولی معمولاً برای اکثریت ، این اتفاق نمی افته ، اونها سراسیمه و بی قرار وارد این ایستگاه میشند و در به در دنبال کسب موفقیت هستند ، چیزی که خیلی کم گیرشون میاد و اکثریت اینجا درمانده و عصبانی به بخت بدشون لعنت می فرستند . متن 29 : فرآیندهای جاری در نظام هستی ، مطابق با قوانین و سنتهای آفریدگار مطلق ، هیچ یک تصادفی ، بی هدف و سردرگم به وقوع نمی پیوندند و همواره علتهایی باید فراهم شوند تا نتیجه ای به ظهور برسد . ساختار خلق موفقیتهای انسانی نیز تابع همین قانون است . و مطابق با این الگو و قاموس کائنات علتهایی باید جمع شوند تا موفقیتی خلق شود و عمده این علتها در درون انسان جاری میشوند . اجرای 30 : بسیار خوب دوستان ، برنامه ما تو این کارگاه آموزشی فرآیند بازسازی موفقیت هست . به این معنی که با استفاده از منطق ان ال پی قصد داریم ، الگوی خلق موفقیت در ابعاد مختلفش رو که برای آدمهای برگزیده و موفق اجرا شده و اتفاق افتاده ، در شرایط دیگه و برای انسان دیگه ای تکرار کنیم و به عبارتی بازسازیش کنیم . چه اتفاقی باید بیفته ، چه علتهایی باید فراهم بشند و چه بسترهایی جمع بشه تا موفقیتی که در جایی برای انسانی خلق شده ، هر جایی که بخوایم و برای هر کسی که بخوایم هم شکل بگیره و اتفاق بیفته . تو این دوره آموزشی ، ما اصلاً کاری به نتایج نداریم ، ایستگاه سوم مستقل از روش و برنامه ماست . ما معتقدیم و باور داریم ، نتایج همیشه باید محکوم به تحقق باشد و مجبور به شکل گیری اگه علتها به درستی چیده شده باشند . اگرچه در فرآیند موفقیت ، موضوع کنترل نتایج و تمرکز و انعطاف پذیری برای انطباق بستر با نتایج اهمیت خاصی داره و تاثیر قابل توجهی در جهت گیری و استمرار موفقیتهای ما می تونه داشته باشه ، اما موضوع بحث کارگاه آموزشی ما نیست . اینجا برای همراهی با من باید قبول کنید ، اونقدر که پول می خواید باید سر راه ما قرار بگیره ، اگه علتهایی رو جمع کنیم ، باید ما روی اون صندلی و اون مقامی که می خوایم بشونند اگه تونسته باشیم ، علتهاشو جمع کنیم و هر افقی از موفقیت ، نه فقط در دسترس ما ، بلکه دنبال ما خواهد گشت و یقه ما رو خواهد گرفت . اگه علتهای احضار اون موفقیت در درون ما شناخته بشند و حاضر بشند . تو این دوره آموزشی توجهی به ایستگاه دوم هم نداریم ، هر چند کیفیت رفتار ما تو نتیجه ای که کسب می کنیم و موفقیتی که باید بهش برسیم ، واقعاً موثر و تعیین کنندست و نتایج ما قطعاً وابسته به نوع اعمال ماست ولی بحث ما برای بهبود و اصلاح رفتار هم نیست . چون باور داریم . عملکرد ما انعکاس ساختار شخصیت ماست . توجه و تمرکز ما در کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت ، فقط معطوف به ایستگاه اوله ، جایی که مرکز طراحی و فرماندهی و شکل گیری موفقیت ماست . همراه من باشید تا به سراغ بازسازی موفقیت در لایه های مختلف شخصیتمون بریم . متن 30 : عوامل اصلی شکل گیری یک موفقیت ، نهفته در ساختار و لایه های ذهنی و شخصیتی افراد است. جایی که پردازشهای ذهنی ، طراحان رفتار و خالق نتایج انسان هستند . بنابراین در صورت بازسازی و تبدیل ساختار ذهنی و شخصیتی یک انسان ساده و متوسط به انسانی موفق و برتر ، میتوان منتظر نتایج درخشان و کسب موفقیتهای گسترده در زندگی او بود . اجرای 31 : فکر می کنم ، برناممون تو این کارگاه آموزشی روشن شد . قراره سیستم ذهنی و ساختار شخصیتی انسانهای بزرگ ، برجسته و موفق رو به نحوی قابل اجرا برای انسانهای ساده و معمولی بازسازی کنیم . با این امید و ایمان که اولاً این بازسازی کاملاً ممکن و امکان پذیره و میشه ساختار ذهنی و شخصیتی یک انسان ساده و معمولی رو تبدیل به ساختار انسانی بزرگ و قدرتمند کرد و ثانیاً در صورت بروز چنین اتفاقی و تشکیل چنین ساختاری در ذهن و شخصیت یک انسان رسیدن به موفقیتهای بزرگ براش قطعی و حتمیه . دوستان عزیز مایلم قبل از ورود به بحث اصلی روی این نکته بسیار مهم تاکید کنم و اون ایمان به این حقیقت کلیدی و تعیین کننده هست که در نظام هستی هیچ کمبود و سهمیه بندی برای موفقیت و کامیابی و تعالی وجود نداره ، اگه داریم می بینیم همه جا اکثریتی محرومند و اقلیتی کوچک و محدود صاحب موفقیتهای بزرگ میشند ، فارغ از تمام تبعیضها و علتهای جانبی باید باور کنیم دلیل اصلیش اینه که علتها و بسترهای شکل گیری موفقیت در مورد اونها شکل گرفته و به جایی رسیدند که موفقیت برای اونها محکوم به تحقق شده و کاملاً بدیهی و امکان پذیره که این اتفاق طلایی برای هر شخص دیگه ای هم تکرار بشه . پس ایمان داشته باشیم ، اونقدر پول و ثروت در دنیا هست که هر کی خواست ثروتمند بشه ، اونقدر فرصت و موقعیت برای موفق شدن وجود دارد که هر انسانی هر موقع اراده کرد و هر وقت تونست علتهاشو جمع کنه و اونهم موفق و پیروز بشه . خوب الان همراه من بشید تا بریم سراغ برنامه بازسازی ساختار شخصیت موفق و در اولین قدم سری به تعریف هویتمون بزنیم . متن 31 : هویت عبارت است از برداشت مفهومی و شناخت ماهیتی که کلیت وجود انسان را تعریف مینماید . مهمترین بعد هویت ، هویت شخصی است یعنی شناختی که انسان از وجود و ماهیت خویش داشته و برداشتی که از تعریف شخصیت خویش دارد . اجرای 32 : اگه از من بپرسید ، بزرگترین غفلتی که یک انسان میتونه داشته باشه ، چی هست ، جواب میدم بدون تردید غفلت از شناخت هویت خودش . و یک قدم جلوتر از اون غفلت از نقشی که خودش باید تو تعریف هویتش داشته باشه . قطعاً هر کدوم از ما هویتی مستقل و مشخص داریم ، هویتی که تنها و تنها مخصوص به ماست و نشون دهنده تعریف ماهیت اصلی و واقعی ماست . اما اغلب شناخت آگاهانه ای از هویت خودمون نداریم ، در حالیکه در ناخودآگاه به این هویت ایمان آوردیم و ظرفیت عملی ما ظرفیت هویت ماست . یعنی چیزی بیشتر از اونیکه شایسته و در حد و قداره هویت تعریف شده ماست ، نصیبمون نخواهد شد . اما من و تو قطعاً هویتی مخصوص به خودمون باید داشته باشیم و داریم و اگه خودمون نخواسته باشیم نقشی آگاهانه و تدبیر شده برای تعریف این هویت داشته باشیم ، اون رو برای ما تعریف می کنند و ما رو به هویتی می شناسند و در نهایت به خودمون خواهند شناسوند و متاسفانه اغلب ما وظیفه خطیر و سرنوشت ساز تعریف هویتمون رو به محیط و به عواملی خارج از کنترل آگاهانمون واگذار می کنیم . به دیگران ، به هنجارهای حاکم بر قوانینی که برای وضع کردنش کسی نظر ما رو نپرسیده . هویت تو ، قالب تمام پردازشهای ذهنیتو شکل میده . چه هویتی برای خودت قائل هستی . چه هویتی برات تعریف شده و ناخودآگاه بهش ایمان آوردی ، یک انسان متوسط ، انسانی که باید تحت استخدام دیگران باشه، انسانی که مطابق با محیطش زندگی میکنه ، انسانی که وابسته به شرایط اقتصادی جامعش هست ، انسانی که منظر شانسی غیرمترقبه هست ، انسانی که باید در حسرت یک زندگی مرفه تر باشه ، پدری که تمام سعیشو می کنه ولی بیشتر از این ازش بر نمی یاد زندگی بچه هاشو تامین کنه ، همسری که درستکاره ولی شرمنده خونوادشه . بگردید ببینید در ناخودآگاهتون چه هویتی رو باور کردید . بهش ناخواسته ایمان آوردید و دیگران رو هم فرا خوندید تا همین هویت رو باور کنند . تو خونواده ، فامیل ، محل کار ، تو شهرتون ، کشورتون و در کل نظام هستی . آیا ابعاد هویتی که باورش کردید اونقدر بزرگ هست که صاحب نقشی فراتر از خونه و اتاق کارتون داشته باشه ، آیا هویت شما تو محله ، شهر ، کشور و نظام هستی دارای شأن و مکانی ویژه شماست . یقین داشته باشید ، ابعاد هویت شما ، محدوده رشد ، عملکرد و موفقیت شما رو تعیین میکنه . اصلاً منظورم این نیست . الان چه وضعی دارید ،کجا هستید و چه جایی نشستید ، بلکه منظورم اینه که خودتو چطور باور کردی و چقدر باور کردی . در هر زمینه ای که می خوای به موفقیتی برسی ، باورت و درکت از هویتت ، هویتی که عمیقاً پذیرفتی و قبولش کردی ، تو فرآیند موفقیت بی نهایت مهمه . دوست و همکاری داشتم که آدم واقعاً توانایی بود ، بسیار بااستعداد ، قوی ، مدیر ، باهوش و لایق. اما سالها بود که تو یه شغل و یه جایگاه درجا می زد ، با اینکه تمام شرایط و امکانات رشد رو داشت یه روز که فرصت شد و باهاش مفصل صحبت کردم ، دیدم قلباً راضیه و قانع شده به داشتههاش و به این قناعتش افتخار میکنه . و من دلیل اصلی محدود بودنش رو خیلی روشن درک کردم . اون همین هویت فعلی رو تمام و کمال پذیرفته بود و شعاع این هویت محدوده دایره واقعی پیشرفت و موفقیت او بود . متن 32 : باور انسان از هویت و تعریف خویشتن و نقشش در عرضه زندگی ، بیانگر باور او از توانمندیها ، استعدادها و قابلیتهایش می باشد و سقف پرواز انسان محدوه ایست که باورش تعریف می نماید . به همین دلیل تعریف هویت واقعی و شناخت روشن و عمیق آن نقشی تعیین کننده و حیاتی در کسب موفقیتهای زندگی دارد . اجرای 33 : تا زمانی که نتونی ، هویت یک انسان بزرگ و ثروتمند رو در وجودت بارو کنی ، واقعاً سخته و شاید غیرممکنه به مرز چنین موفقیتهایی نزدیک بشی . تا وقتی که هویت یک مدیر کامل رو در نهاد خودت درک نکنی ، راه مطمئنی برای رسیدن به اون جایگاه برات تعریف نشده . تا زمانی که باور تو از هویت و ماهیت واقعی خودت محدود و شکننده هست ، آسیب پذیری . هویت خودتو روشن بشناس . بدون تعارف ، بدون رودربایستی ، بدون نقاب ، صاف و روشن ، دقت کن که خودتو تو چه حدی می بینی ، چه جایگاهی ، چه عنوانی چه نقشی؟ مهم نیست الان کجایی . مهم اینه خودتو چطور می تونی باور کنی . برای جهش به سمت موفقیتهای بزرگ ، موفقیتی که تا حالا ازش محروم بودی ، حتماً باید هویت جدیدی برای خودت تعریف کنی ، خلق کنی و مهمتر از اون با تمام سلولهات باورش کنی . این اولین و مهمترین فرق بین ساختار شخصیتی انسانهای معمولی و انسانهای موفق هست . آدمهایی که به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کردند ، هویت اون جایگاه رو قبل از رسیدن بهش درک کردند و لمس کردند . درحالیکه آدمهای متوسط و معمولی همیشه تو همون محدوده هویتی که باور کردند ، سیر می کنند . و در آخر خاطر نشان می کنم خلق هویتتون رو به رویاهاتون بسپارید ، نه وضع موجود و محدودیتهاتون . متن 33 : مسئولیت پذیری مطلق به مفهوم باور کنترل همه جانبه و بی قید و شرط بر روی تمام عوامل موفقیت ، از ویژگیهای ساختاری شخصیت موفق محسوب می شود . این بارو نیرومند ، به معنای قطع وابستگی از تمام عواملی است که تحت کنترل ظاهری فرد قرار ندارند و ایمان به قدرت گردآوری تمام علل و عوامل مورد نیاز جهت نیل به هدف ، به پشتوانه موجودی خویش است . اینگونه پذیرش کامل و همه جانبه مسئولیت رسیدن به موفقیت ، از ویژگیهای روحی قدرتمند و کمیابی است که مخصوص انسانهایی است که راه دستیابی به موفقیتهای بزرگ را آموخته اند . اجرای 34 : فکر می کنید ، چند درصد از عوامل مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت در اختیار شماست ، جزو مسئولیتهای شماست ، تحت کنترل شماست . چند درصد مربوط به مسائلیه که تحت کنترل شما قرار نداره ، وابسته به عرضه و توانایی شما نیست ، مربوط به شرایطیه که اصلاً ربطی به شما نداره و شما هیچ دخل و تصرفی روی اونها ندارید . بی اندازه مهمه که شما درباره این قضیه چطور فکر می کنید و نگاه و نگرشتون به نقشی که در رسیدن به موفقیت برای خودتون ، تنها و تنها شخص خودتون کنار گذاشتید ، چطوره ؟ فرض کنید ، هدفتون دستیابی به یک موفقیت بزرگ مالی هست ، دنبال یک ثروت درست و حسابی هستید ، خوب تو این مسیر چند درصد عوامل تنها و تنها مربوط به شخص شماست و چند درصد عوامل مورد نیاز ربطی به شما نداره؟ چند درصد مربوط به جر بزه ، توان ، استعداد و هوش و فرصت طلبی شماست و چند درصد مربوط به شانس و اوضاع اقتصادی جامعه و شریک و سازمانیه که شما توش کار می کنید . واقعاً نظرتون چیه . 20 درصد خودتون 80 درصد عوامل خارجی ، یا برعکس 80 درصد خودتون 20 درصد عوامل خارجی یا اینکه 50-50 . خوب فکر می کنید ، آدمهای خودساخته ، انسانهای موفق ، اونهایی که به چیزهایی دست پیدا کردند که در دسترس بقیه قرار نداشته ، چطور فکر کردند و چطور نگاه کردند . اجازه بدید من با یقین اطمینان خدمتتون عرض کنم ، آدمهای برتر بدون شک و تردید میگند ، 100 درصد خودم و صفر درصد عوامل خارجی . اینجا جائیه که ناچارید ، انصاف رو بذارید کنار ، عقل و منطق و دو دو تا چهار تا هم فراموش کنید و بپذیرید ، کاملاً تعبدی بپذیرید و چشم بسته ایمان بیارید که 100 درصد خودم صفر درصد بقیه . یعنی این که 100 درصد مسئولیت رسیدن به موفقیت سهم منه و صفر درصدش مخصوص به عواملیه که تحت کنترل من نیست . ساده است یعنی به هیچ کس و هیچ چیز ربطی نداره که من باید موفق بشم ، این فقط مربوط به منه، مخصوص به خود منه مستقل از دخالت دیگران . اگه قصد دارید با دلیل و منطق و برهان جلوی این حرفم ایستادگی کنید و بهم ثابت کنید که اشتباه می کنم ، مجبورم ازتون دعوت کنم ، لطفاً پای استدلال رو اینجا باز نکنید . اینجا شما به یک دروغ بزرگ ، اما به شدت نیرومند ، سازنده ، قدرت بخش و جادویی احتیاج دارید ، دروغی که با تمام سلولهاتون بهش ایمان بیارید و این دروغ که تبدیل خواهد شد به راست ترین واقعیت زندگی شما ، از جمله مهمترین ساختارهاییه که باید در نهاد خودتون بازسازی کنید تا تبدیل بشید به انسانی بزرگ ، قدرتمند ، موفق ، برتر و سرنوشت ساز . باز هم تاکید می کنم اینجا نیاز به یک ایمان دارید ، نه یک تحلیل . یک باور قلبی، باور مشترکی که همه آدمهای بزرگ و برجسته کوکورانه و لجوج بهش ایمان داشتند . من می تونم ، تمامش مربوط به منه . بدون این بارو هرگز تصور نکنید که صاحب ساختار شخصیتی موفقیت در ذهن خودتون بشید . این باور قدرت جادویی داره ، درهای بسته رو براتون باز میکنه ، مسیرهای نامرئی رو روشن می کنه و محرک پردازشهای کارآمدیه که کاملاً غیرمنطقی هستند . باور مسئولیت پذیری مطلق ، یعنی قطع وابستگی از هر آن چیزی که باید منتظرش باشی تا اگه شد کمک کنه و اگه نشد راهتو ببنده . باور مسئولیت پذیری مطلق ، یعنی فراموشی تمام بهانه ها ، یعنی مقصری در میون نیست . توجیه بی توجیه و هیچ دلیلی برای نرسیدن معتبر نیست . مطمئن باشید بیل گیتس به قدر کافی دلایل محکم و موجهی داشت که بیل گیتس نشه ، ادیسون اونقدر دلایل منطقی در اختیار داشت که اختراع لامپ رو غیرممکن نشون بده اونهم بعد از 900 تا آزمایش ناموفق و بوعلی سینا هم صدها دلیل معتبر برای اونکه فقط فرزند خلف پدرش باشه رو در اختیار داشت . متن 34 : از مهمترین علائم و نشانه های شکل گیری ساختار موفقیت در شخصیت انسان ، پرورش قدرت تصمیم گیریست . قدرت تصمیم گیری بر مبنای صدور فرمان اجرا به پردازشهای ذهنی می باشد . فرمان مهمی که ذهن اکثریت از اجرایی کردن آن طفره می رود ، اکثریتی که مبتلا به ضعف قدرت تصمیم گیری هستند . موانع ذهنی متعدد و اغلب ناخودآگاهی که عمدتاً ریشه در ذهنیات گذشته افراد دارد ، جزو موانع جدی بروز قدرت تصمیم گیریست . اجرای 35 : شگفت انگیزه ولی کاملاً حقیقت داره . اغلب ما نمی تونیم درصد قابل توجهی از پردازشهای ذهنیمونو اجرا کنیم . ما از بیماری مزمن ضعف قدرت تصمیم گیری رنج می بریم . می دونیم ، خوب می دونیم باید انجامش بدیم ، ولی انجام نمی دیم . مغز ما متقاعد شده و تصمیم قطعیشو گرفته ، مشکلی نیست ، مانعی نیست ، همه چیز فراهمه ، کافیه یک تلفن بزنیم ، یک تذکر بدیم ، یه نصف روز وقت بذاریم ، یه مسافرت کوتاه داشته باشیم ، کافیه یک بار به کسی لبخند بزنیم . و کافیه کاری که می دونیم باید انجامش بدیم ، انجامش بدیم ولی انجامش نمی دیم . مانعی هم در کار نیست ، دلیل مهمی هم برای انجام ندادنش وجود نداره ، حتی گرفتار تنبلی هم نیستیم ولی انجام نمی دیم . مثل اینکه پاهامون فلج شده و این یک قدم رو بر نمی داریم . فکرمون رو از ذهنمون پیاده نمی کنیم . باید به یه دوست زنگ بزنیم ، فلان چیز رو بخریم ، به اون اداره مراجعه کنیم ، کمتر بخوریم ، بیشتر مطالعه کنیم ، مهربونتر باشیم ، آرومتر ، خوشحالتر ، باید حرکت کنیم ولی نمی کنیم ، نه به این خاطر که توانش رو نداریم ، وقتش رو نداریم ، پولش رو نداریم ، نه ، فقط و فقط به این خاطره که عضلات تصمیم گیری ما شل و ضعیف و پرورش نیافته هستند و در یک کلام ما از ضعف مفرط قدرت تصمیم گیری رنج می بریم . آگاهی ما دچار یک بیماری بزرگ هست و اون اینه که مرض ضعف تصمیم گیری رو با عوامل و مسائل دیگه اشتباه می گیره و این ضعف و بیماری رو با توجیهاتی غلط انکار میکنه . هنوز منتظرم ، وقتش نرسیده ، دارم آماده میشم ، باید صبر کنم تا بهترین موقع برسه ، حس و حالش نیست ، حوصلشو ندارم . این توجیهات رو فراموش نکنید ، قضیه خیلی ساده است ، ما گرفتار ضعف تصمیم گیری هستیم همین و برای بازسازی ساختار موفقیت باید این ضعف رو در لایه های شخصیتمون درمان کنیم . تصمیم قطعی رو باید اجرا کرد ، باید اجرا کرد ، باید اجرا کرد . همین . نه انتظار برای آماده تر شدن و نه بهانه و توجیه . کاری رو که با 30 درصد آمادگی هم میشه انجامش داد بهتر از کاریه که با 100 درصد آمادگی انجامش ندی . یادمون نره موفقیت پاداش علم شما نیست ، پاداش نیت و قصد شما نیست، نتیجه توانمندی شما نیست ، جایزه هوش و استعداد شما نیست ، حتی نتیجه استحقاق و شایستگی شما هم نیست ، موفقیت تنها و تنها واکنشیه که در قبال کنش شما اتفاق می افته . فقط نتیجه عمل شماست . در فرآیند معمول هدف ، آماده ، آتش ، اکثریت به مرحله سوم نمی رسند و همیشه در حال هدف گیری و آماده شدن هستند ، در حالیکه تا آتش نکنی ، هدفی اصابت نخواهد کرد . اشکالی نداره اگه تیرت به هدف نخورد ، مهم شلیک بعدی و شلیکهای بعدی هست . خیالت راحت باشه ، به اندازه کافی تیر در اختیار داری . فرآیند موفقیت چیزی غیر از این نیست . متن 35 : عنصر بسیار مهم دیگری که برای بازسازی ساختار موفقیت در شخصیت افراد باید مورد توجه قرار گیرد ، نیروی قدرتمند ایمان است . حضور ایمان در لایه های شخصیتی انسان ، به مفهوم برخوردار بودن از اطمینان قلبی نسبت به مسیر برگزیده ، و داشتن اعتماد کافی و محکم به قوانین متولی خلق موفقیت می باشد . به بیان دیگر عوامل و محرکهایی که مسئول شکل گیری فرآیند موفقیت در وجود انسان هستند به پشتوانه نیروی ایمان و اطمینان می توانند وظایف خویش را به نحو شایسته انجام دهند . اجرای 36 : کاری که بهش ایمان نداشته باشی ، اگه محکوم به شکست نباشه ، محکوم به پیروزی و موفقیت هم نیست . برای موفق شدن ، باید اعماق وجودت ، سرشار از ایمان بشه . ایمان به خودت ، ایمان به قابلیتهات ، استعدادهات ، توانمندیهات ، ایمان به مسیری که انتخابش کردی ، راهی که جلوی روته و در نهایت ایمان به هدفی که بهش ایمان آوردی و نقطه موعودی که خودتو با اون تنظیم کردی و مهمتر از همه ایمان به حمایت و پشتیبانی همه جانبه نظام هستی و چرخه آفریده شده آفریدگار دانا و مطلق و ایمان توکلی سرسپرده و بدون تردید به مبدأ هستی . روح ایمان باید در همه ابعادت نفوذ کنه ،تا زمانی که ایمان نیاوری و ایمانت به کمال نرسیده ، روح و جسمت رو سرشار نکرده و فضای اطمینان و یقین رو جانشین تمام هراسها و تردیدها نکرده ، هنوز تو لاین سبقت اتوبان موفقیت نیستی . اشکالی نداره ، اگه بیشتر صبر کنی ، بیشتر تامل کنی ، اما اجازه بدی ایمانت بالغ بشه ، بعد حرکت کنی ، قدمهای موثر ، گامهای قدرتمند از جنس قدمهای مومن هست، نه قدمهای مردد و مشکوک . در نظر داشته باش ، در تمام طول مسیر بارها و بارها ایمانت رو به چالش خواهند کشید و اطمینان قلبی تو بارها به محک آزمونهای سخت سنجیده میشه . خاصیت محیط اینه که بی پروا و بی رحم به ایمانت حمله کنه و اونو زیر سوال ببره . ایمان تو ، تو مسیر موفقیت باید اونقدر قدرتمند باشه که بتونه این مراحل رو رد کنه . یادت باشه ، تعیین کننده اینکه چه مسائلی تو حیطه توانایی و در دسترس توه و چه امکاناتی خارج از دسترس تو هست ، بستگی به میزان ایمان و اطمینان تو به خودت داره . قدرت جادویی ایمان ، در این هست که محدودیتهای کاملاً منطقی ات رو باور نکنی و باور کنی از سدهای منطقی و تحریف شده ، به راحتی میشه گذشت . قدرمسلم ، اصلاً مهم نیست ، منطق تو چه نمره ای می خواد به همچین ایمانی بده . هر قدر این نمره ضعیفتر و مردودتر ، ایمانت می تونه قدرتمندتر و جادویی تر باشه . و نیروی جادویی ایمان در همین هست که یک باورنکردنی رو باور کنی و مومن بشی به چیزی که دیگران از قبول کردنش عاجزند . هرگز سعی نکن ایمان و باورهای قدرتمندت رو به معرض ارزیابی همگانی بذاری . تایید همه روی باور و ایمان تو ، علامت خوبی نیست و نشون میده قدرت چندانی نداره . همیشه باورهای نیرومند و محرک برای عموم باورنکردنی هستند . پس چندان برای قضاوت همگانی ارزش قائل نشید . مثلی هست که میگه ، وقتی جوون هستید براتون خیلی مهمه دیگران درباره تفکرات شما چه قضاوتی می کنند ، وقتی به میانسالی می رسید ، می فهمید قضاوت دیگران اهمیتی نداره و وقتی پیر میشید تازه متوجه میشید ، بقیه اصلاً زحمت فکرکردن درباره افکار شما رو به خودشون نمی دند . تعریف می کنند ، روبن گونزالس تازه تو 20 سالگی رویای رفتن به المپیک تو ذهنش خلق شد و اون به این رویا ایمان آورد . رفت سراغ ورزش شرسواری و با اطمینان گفت که من یک مرد المپیکی هستم و می خوام تو المپیک شرکت کنم . ازش پرسیدند خوب شما چند ساله این ورزش رو کار می کنید ، جواب داد تازه می خوام شروع کنم ، بهش گفتند یه ده سالی دیر اومدی . دیگه از سن آموزش حرفه ای تو گذشته ولی ایمان اون قدرتمند از منطق جاری بود . و این قدرت جادویی ایمانش بود که باعث شد اون تو المپیکهای 1988 ، 1992 و 2002 شرکت کنه . متن 36 : مثبت اندیشی و مثبت نگری یکی از ویژگیهای پایدار و نهادینه شده در ساختار شخصیتی انسانهای موفق محسوب می شود . برای بازسازی ساختار موفقیت در ابعاد مختلف شخصیت انسان ، لزوماً این مثبت نگری همه جانبه و متعهد ، باید بعنوان بستر اصلی تمام فرآیندهای ذهنی به کار گرفته شود و به شکل نگاه مثبت ، اندیشه مثبت و احساس مثبت فضای روحی و ذهنی فرد را اشباع نماید. این ویژگی مهم شخصیتی به شکلی فراگیر و بدون استثناء در نهاد تمام انسانهای موفق و برجسته مشهود است و بعنوان بستر اصلی اجرایی شدن فرآیند موفقیت شناخته می شود . اجرای 37 : مثبت اندیشی فقط یک توصیه روانشناسی نیست . تنها یک استراتژی نیست . صرفاً یک ابزار هم نیست . نگاه نیست تنها به مفهوم یک روحیه یا احساس نیروبخش هم خلاصه نمی شه ، مثبت اندیشی و مثبت نگری یک فرهنگه ، یک جهان بینی و ایدئولوژی هست و می تونیم بگیم فارغ از تمام مکتبها و فرهنگها مثبت نگری شاخصه یک جهان بینی برتر هست . جهان بینی و فرهنگی که نقطه اشتراک تمام انسانهای بزرگ و موفق و برجسته محسوب میشه و یکی از کلیدهای اصلی قدرت و توفیق اونهاست . مثبت اندیشی بعبارتی موضع شما رو در برابر کل نظام هستی و چرخه کائنات روشن می کنه ، جبهه گیری شما رو تعیین و مشخص میکنه ، کدوم طرف ایستادی ، آیا به چهارچوبهای نظام هستی و قوانین حاکم بر کائنات اعتماد داری ، آیا حاضری آفریدگار قادر مطلقت رو بعنوان حامی و پشتیبان و پناهگاه امن بپذیری و با قلبت بهش ایمان داشته باشی ، آیا حاضری باور کنی تو این سیستم همه چیز در تدارک موفق شدن تو هست ، حتی اگه تو از تموم قوانین و روابط سود نیاری ، یا اینکه نه ، سیستم نظام هستی و چرخه کائنات رو در تبادل خودتون کاملاً صلب ، بی مسئولیت و بی شعور و خنثی می دونید که هیچ وظیفه ای در قبال شما و این شما هستید تک و تنها ، بدون پشتوانه و یا اینکه در حالت سوم ، بدتر از همه تصور می کنید نظام هستی سیستمی رو تدارک دیده که باید چوب لای چرخ شما بذاره و اگه غفلت کنی تمام رشته هاتو پنبه میکنه و ممکنه از پشت بهت خنجر بزنه . قلب شما چی میگه . شما معمولاً برای روزگار چه صفتی رو به کار می برید ، روزگار نامراد ، روزگار پست ، روزگار نامرد ، روزگار سخت گیر . روزگار رو چطور می بینید ، چطور احساس می کنید و چطور باورش می کنید و شگفت آور و حیرت انگیز اونکه هر طور باور کنید ، درست باور کردید و روزگار شما همون روزگاری هست که خودتون دوست دارید باشه . مثبت اندیشی یه نوع فرهنگه ، یه نوع ایدئولوژی ، یک جهانینی، یک مکتب ، مثبت اندیشی بیانگر باور و درک شما از نظام هستی و آفریدگارتون هست . باور شما و نوع نگاه شما براتون محقق میشه ، وقتی با اطمینان میگم مثبت اندیشی و مثبت نگری جزو ساختار اصلی شخصیت آدمهای بزرگ و موفقه ، به این دلیله که موفقیت تنها و تنها در امتداد یک نگاه مثبت امکان تحقق داره . به عبارت دیگه اگه قراره موفقیت شما بواسطه واکنش مثبت نظام هستی به فعل و انفعالهای شما اتفاق بیفته ، نظام هستی تنها در قبال کنشهای مثبت ، واکنشهای مثبت نشون میده . زندگی به اونهایی که بهش اعتماد کردند ، اعتماد میکنه ، به اونهایی که بهش می خندند ، می خنده ، اونهایی رو که باورش کنند ، باور میکنه و اونهایی رو قبولش داشته باشند ، قبول داره . اینکه هر موضوع و اتفاقی که برات پیش میاد ، سری میگی خیری توش هست و حتماً نکته مثبتی پشتش پنهان شده ، ققط یک تعارف ساده یا یک جبهه گیری احساسی نرم نیست ، بلکه اگر واقعاً به حرفت ایمان داشته باشی ، بدون که یکی از مهمترین و اصلی ترین شاخصهای ساختار شخصیت موفق رو در خودت داری . و دست آخر اینکه حد بالای مثبت اندیشی و مثبت نگری همون توکل همه جانبه و سرسپرده به خداوند عالمیان هست . متن 37 : از دیگر شاخصهای مهم بازسازی موفقیت در ساختار شخصیت ، مهارت نگرش حضور در هدف می باشد . نگرش حضور در هدف به معنا و مفهوم امکان بازسازی کامل شرایط درک هدف بیش از رسیدن به آن می باشد . این گونه بازسازی زود هنگام شرایط نهایی باید در برگیرنده تمام عناصر روحی ، جسمی ، احساسی ، فکری و رفتاری مختصات هدف باشد . اجرای 37 : آدمهای برجسته ، افراد برتری که به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کردند ، در لایه های شخصیتی دارای قابلیت و مهارتی هستند که می تونند خودشونو دقیقاً تو نقطه هدف و رسیده به هدف ببینند و احساس کنند ، خیلی قبل از اونکه به هدفشون برسند ، یا حتی بهش نزدیک بشند . در حالیکه این توانمندی برای اکثریت غیرممکن و بعید به نظر میرسه ، اما اقلیت برتر ، این قدرت و توان روحی و شخصیتی رو دارند ، زمانیکه هنوز با هدفشون فاصله زیادی دارند ، زمانیکه موانع زیادی سر راه موفقیتشون وجود دارد و زمانیکه هزار اما و اگر و شرط و پیش شرط مسیر رو بعید و شاید غیرممکن بهشون نشون میده ، اونها خودشونو رسیده به نقطه هدف ببینند . خودشونو تو اون شرایط احساس کنند ، درک کنند و با تمام جزئیات لمس کنند و هدف رو در دوردست بلکه کاملاً توی دستاشون تجسم کنند . برای اینکه این ویژگی مهم رو در ساختار شخصیت خودتون ایجاد کنید ، باید بتونید طوری رفتار کنید ، طوری فکر کنید و طوری احساس کنید ، انگار به هدفتون رسیدید ، باید اونچنان بازیگر خوبی باشید و خوب تو قالب نقشتون فرو برید که خودتون هم باورتون بشه ، به هدف رسیدید . فایده این قابلیت و مهارت چی هست؟ این حالت باعث میشه ، جهت گیری نیرومندی در برنامه ریزی های ذهن و بخصوص پردازشهای ضمیر ناخودآگاه شکل بگیره که سرعت جهشی و خیره کننده ای به مسیر موفقیت شما بده . اگه تونستی خودتو یه آدم ابرثروتمند پولدار ببینی و باور کنی اون موقع تصمیمهایی که بهت الهام میشه ، تفکراتی که ذهنت رو اشغال میکنه ، احساساتی که محرک حرکتهای توست و باورهایی که مرجع جهت گیریهای توست ، همه و همه با دقت و کیفیت مناسبی به سمت هدف نهاییت ، یعنی جذب پول و ثروت زیاد بسیج میشه . از طرف دیگه سیستم واکنشی نظام هستی و چرخه کائنات هم عکس العمل حیرت انگیزی به این حالت شما نشون میده و چون شما این تصویر رو کاملاً باور کردید ، مثل اینکه متعهد به محقق ساختنش میشه . و اونجاست که می بینید بعضی مسیرها شاید غیرمنطقی کوتاهتر میشند و خیلی چیزها که پیش بینی شو نمی کردید و انتظارش رو نداشتید به کمکتون میاند . این قابلیت شخصیتی برتر ، یعنی امکان حضور در هدف قبل از رسیدن ، باید به پشتوانه نیروی اعتماد به نفس، توکل و ایمان شما شکل بگیره و به عبارتی باید بتونید موفقیت فردا رو امروز جشن بگیرید . حک کانفیلد ، در یکی از تمرینهاش از یک جور مهمونی یاد میکنه در اون شرکت کنندگان ، هر کدوم با چهره و تیپ و رفتار شخصیتی که می خواند ، بهش برسند ، ظاهر میشند . مثلاً کسی که هدفگیری کرده در آینده وزیر بشه ، تو اون مهمونی با عنوان و شخصیت و رفتار و احساس جناب وزیر شرکت میکنه . اونی که می خواد یه نویسنده بزرگ بشه ، در نقش یک نویسنده بزرگ تو اون مهمونی شرکت میکنه ، همینطور یه تاجر بزرگ ، یه هنرپیشه بزرگ یه قهرمان ورزشی . این تمرین اغراق آمیز باعث میشه مهارت حضور در هدف در افراد پرورش پیدا کنه . مهارتی که نقش تعیین کننده در سرعت رسیدن به موفقیت داره . متن 38 : قدرت الگوبرداری ، از دیگر شاخصهای مهم بازسازی موفقیت در شخصیت فرد است . این ویژگی منطبق بر منطق و قوانین جاری زندگی نقش موثر در افزایش بهره وری شخصیتی افراد دارد . چرا که کاملاً بدیهی و پذیرفته شده است . برای تجربه یک فرآیند ، استفاده از تجربه های موفق موجود ، راهی مقرون به صرفه و سریع می باشد . این قابلیت یعنی مهارت الگوبرداری از تجربیات موفق ، بخصوص در زندگی امروزه که امکان اطلاعات به سادگی و گستردگی موجود است ، ابزاری مهم و موثر در فرآیند شکل گیری موفقیت در هر مسیری می باشد . اجرای 39 : یه آدم موفق ، قطعاً یه الگوبردار حرفه ای هست ، یه کپی بردار ماهر و ورزیده . چه به این مهارتش آگاهی و اشراف داشته باشه ، چه اون رو به طور ذاتی و ناخودآگاه انجام بده ولی به طور حتم آدمهای برتر و موفق ، خیلی سریع و تیزهوش و قدرتمند تقلید می کنند . خوب بلندند ، کی ، کجا و چطوری راه و رسم کاری رو از دیگران یاد بگیرند از تجربه رایگان ولی فوق العاده گرون و ارزشمند دیگران ، به سادگی نمی گذرند . چیز عجیب و پیچیده ای نیست ، تو زندگی روزمره ، هر کاری که بخواید انجام بدید ، هر مسیری رو که بخواید طی کنید و به هر موفقیتی که بخواید دست پیدا کنید ، حتماً کسانی قبل از شما اون کار رو انجام دادند ، اون مسیر رو طی کردند و به اون موفقیت دست پیدا کردند . و با شتابی که این روزها در رقابت برای رسیدن به موفقیتها هست ، امکان نداره بدون الگوبرداری و کپی برداری از سایر انسانهای برتر و موفق ، با سرعت و کیفیت مناسب به هدفتون برسید و قطعاً تو مسیر رقابت جا می مونید . پس باید این قابلیت و مهارت رو در شخصیت خودتون جاری کنید که یک الگوبردار و کپی بردار حرفه ای و تمام عیار باشید . دقت کنید دوستان ، هر مسیری کلیدهای ویژه و مخصوص بخودش ، مخصوص به همون مسیر رو داره . برای رسیدن به هر موفقیتی باید کلیدهای ویژه اون مسیر رو تو جیبتون داشته باشید . بدون اون کلیدها ، بدون آگاهی از نقاط کلیدی شانسی مطمئن برای رسیدن به موفقیت ندارید . حالا یا باید اونقدر وقت و انرژی بذارید و کلیدهاتونو خودتون پیدا کنید و کشف کنید یا خیلی ساده تر کلیدهاشو از افرادی که قبلاً پیدا کردند یه کپی بگیرید . الگوبرداری از انسانهای موثر و موفق ، اونهایی که می تونند تو زمینه مورد نظر الگوی ما باشند ، راه روشن رسیدن به موفقیت هست و شما همیشه و در هر حال می تونید الگوهای مورد نیازتون رو پیدا کنید . متن 39 : برخورداری از جسارت روحی و شخصیتی یکی از مهمترین عناصر ساختار شخصیت موفق به حساب می آید . آنچه به عنوان حضور عنصر جسارت در ساختار ذهنی فرد شناخته می شود ، عبارتست از توان غلبه بر اینرسی و مقاومت اولیه حرکت به سمت موفقیت و حفظ این محرک قدرتمند در سراسر مسیر به منظور تدارک مواجهه با موانع و مشکلات . داشتن جسارت ذاتی در انسان ، خالق شخصیتی قدرتمند است . شخصیتی که آمادگی رودررویی با شرایط سخت و ناشناخته را دارد . و چون همواره مسیر موفقیت ، سرشار از لحظات سخت و موقعیتهای ناشناخته است . موفقیت و جسارت دو مفهوم همراه و همنشین در وجود انسانهای برتر محسوب می شود . اجرای 40 : روبرت آلن بیان میکنه ، آنچه رو می خواهید ، در خارج از منطقه امن شما قرار داده . به عبارت دیگر موقعیتهای برتر و موفقیتهای مرغوب و شایسته ، معمولاً جایی دورتر از دسترس شماست . هیچ کس نمی تونه ادعا کنه ، موفقیتهای بزرگ و برتر همیشه همین بغل گوش شماست ، کافیه دستتو دراز کنی و بگیریش . اصلاً این طور نیست . همیشه موفقیت کمی دورتر از دسترس موجوده ، باید چند گام برداری تا بهش برسی . و موفقیتهای بزرگ و برجسته تو مه آلودی افقهای ناشناخته ، پنهان شده ، برای رسیدن بهش باید حرکت کرد و دل سپرد به افقهای جدید ، تجربههای جدید ، مسیرهای جدید ، و البته ناشناخته و شاید دلهره آور . اگه غیر از این بود ، همه انسانها تو هر شرایطی موفق بودند و این هرگز یه ویژگی برتر محسوب نمی شه . مگه کسی هم هست که از موفقیت و بهره مندی بیشتر بدش بیاد . کسی حاضر نیست به جرگه موفقیتها بپیونده . چه کسی دنبال ثروت بیشتر ، شهرت بیشتر ، تحصیلات بالاتر ، مقام بالاتر و موفقیتی شایسته تر نیست . همه و همه در به در بیشترها و بهترها هستند ، اما چه کسی برای دستیابی به این بیشترها و بهترها حرکت میکنه و راهی میشه . خیلی کم ، خیلی خیلی کم و اکثریت هیچ حرکتی نمی کنند و سر جاشون ایستادند و راه نمی افتند . چرا ، مگه دنبال موفقیت نبودند ، مگه نمی خواستند زندگی بهتری داشته باشند ، البته که دوست داشتند ولی اکثریت حرکت نمی کنند ، دقیقاً به این دلیل که از عنصر جسارت بی بهره اند . موفقیتهای برتر و موفقیتهای درخشان ، عموماً در محدوده ناشناخته و به ظاهر ناامن زندگی قرار داره و اکثریت جسارت قدم گذاشتن به منطقه ناامن زندگیشونو ندارند . نیرویی ندارند که به پشتوانه اون خطر کنند . متاسفانه سیستم ما انسانها مجهز به یک ترمز درونی هست . ترمزی که در حالت عادی فعاله . البته داشتن این ترمز ذاتی جزو ساختار هوشمندانه و مدبرانه طراحی و آفرینش ماست و وجود این ترمز درونی برای حراست و حفاظت از الزامات بقای ما ضروریه و صد البته آدمهای جسور موفق ، اونهایی نیستند که این ترمز رو ندارند و ترمز بریدند . اگه کسی سیستم ترمز درونیش فعال نباشه انسان خطرناک یا دیوانه ای هست . اما تفاوت داشتن و نداشتن جسارت در اینه که انسانهای جسور می دونند و بلدند کی و کجا این ترمز دستی رو بخوابونند و گاز بدند و در حالیکه انسانهای فاقد جسارت با ترمز دستی بالا گاز می دند و حرکت می کنند . این ترمزهای درونی شامل تصورات منفی ، باورهای بازدارنده ، خاطرات ناخوشایند و تجربیات نامطلوب و تاثیرپذیریهای مخالف هست . دقت کنید این نوع تصورات ، باورها ، تجربیات و تاثیرپذیریها ممکنه غلط و اشتباه و یا کاملاً درست و منطقی باشه . به عبارتی من اصلاً قصد اثبات یا انکار ماهیت ترمزهای درونیمون رو ندارم و برای داشتن جسارت لازم نیست ترمزهای درونی رو سرکوب کرد . بلکه جسارت مترادف کنترل داشتن کابل بر روی ترمز درونی و بهره برداری آگاهانه از اونهاست ، کی و چه موقع به این ترمزها توجه کنیم و چه مواقعی اونها رو غیرفعال کنیم تا بتونیم حرکت کنیم و حرکتمون روون باشه . انسانهای موفق جسارت قدم گذاشتن در منطقه ناامن زندگیشونو دارند و معمولاً موفقیتهای برتر در مناطق ناامن زندگی ما قرار داره ، اما ما اغلب تمایل به سکونت در محدوده امن زندگیمونو داریم و جسارت معامله بر روی امنیت و آسودگی لااقل بخش محدودی از محدوده امن زندگیمون رو نداریم . در منطقه امن همیشه تجربه های تجربه شده و شناخته شده منتظر ماست ، تکرار تجربیات دیروز و استفاده مجدد از دانسته های دیروز ، اما اگه چیز جدیدتر و شایسته تر و کاملتری می خوایم ، باید آماده درک تجربه ای باشیم که تا حالا تجربش نکردیم . نداشتن جسارت لازم برای حرکت ، معمولاً ریشه در تربیت گذشته ما داره . ما از بچگی تحت تاثیر محیط ، معمولاً طوری پرورش پیدا کردیم تا جسارتمون محدود و محدودتر بشه . مثل بچه فیلی که پاشو با طناب به یک پایه می بندند تا از محدوده ای جلوتر نره ، بعدها بزرگ و بزرگتر که میشه و تبدیل به یک فیل چند تنی میشه ، باز هم حرکتی نمی کنه که طناب پاره بشه و جلوتر بره ، با اینکه این کار براش خیلی راحته ، اما وابسته به باورهای گذشته شده و جسارت اینکار رو نداره . لزوم برخورداری از جسارت برای کسب موفقیت ، یه منطق روشن دیگه هم داره . انیشتین میگه عمده مشکلاتی که با اونها روبرو هستیم در محدوده تفکرات موجود ماست و چون این مشکلات زاییده و ساخته و پرداخته همین تفکرات هستند ، برای پیدا کردن راه حل به تفکرات جدید از جنسی متفاوت و خارج از محدوده تفکرات قبلی نیاز داریم و این همون روح جسارت هست . متن 40 : ساختار موفقیت در شخصیت انسانهای برتر ، شامل تلفیقی متناسب از رویاپردازی و واقعگرایی میباشد . برای بازسازی الگوی موفقیت در لایه های شخصیتی و ذهنی یک فرد ، باید کاربرد توام بعد خیال پردازی و بعد واقعگرایی را در موقعیتهای خاص ایجاد کرد و این دو قابلیت نیرومند که یکی محرک جهش به سمت افقهای بلند کامیابی و دیگری به منظور طراحی استراتژی مناسب حرکت می باشد را به نحوی مطلوب و متناسب پرورش داد . اجرای 41 : بک شخصیت خیال پرداز و رویاگرا ، با قدرت تخیل و تصویرسازی مداوم ذهنیش می تونه ، خلاقیت ضمیر ناخودآگاهش رو تحریک کنه و فعال نگه داره . پردازشهای ذهنی و شکل تفکراتش رو به سمت جذب منابع بیشتر و موثرتر جهت بده و امکانات مناسبتری را برای رسیدن به موفقیت فراهم کنه . از طرف دیگه ذهن واقعگرا به خوبی قدرت تجزیه و تحلیل مسیر رو داره و برای تصمیم گیری بهتر و موثرتر می تونه خوب بررسی کنه ، ارزیابی کنه و تصمیم بگیره . هر دو این قابلیتها برای سازماندهی موفقیت در ساختار شخصیت انسان لازمند و جزو تواناییهای کلیدی به شمار میرند ولی من معتقدم وجه خیال پردازی و رویاگرایی در شخصیت اغلب ما عنصری هست که بیشتر ازش محرومیم و از فقرش لطمه می خوریم . به عبارتی غیرفعال بودن قابلیت خیالپردازی و رویاگرایی ما حتی از نوع ساده و با کیفیت کودکانش ، یکی از عواملیه که ساختار شخصیتی ما رو از موفقیت دور نگه میداره . در واقع ذهن ما یا همون مرکز فرماندهی ما ، کلیه پردازشها و فرآیندهاش به شدت متاثر از تصاویر مرجع هست . تصاویر ذهنی مرجع اون تصاویری هستند که ذهن ما بیشتر و موثرتر روی اونها تاکید داره و تمرکز داره . یک ذهن کاملاً واقعگرا ، تصاویر ذهنی مرجعش ، همون تصاویر روزمره هست ، ذهنیاتی هست که به واسطه درگیریهای فکری روزانه ما با موضوعات تشکیل میشه و همین تصاویر مرجع جهت دهنده اون پردازشهای ذهنی و تفکراتی هست که قراره مبنای خلق فردای ما باشه . پس برای یک آدم مطلقاً واقعگرا که تصاویر ذهنی مرجعش از تجربیات امروزی هست ، روند پردازشهای ذهنیش هم معطوف به امروزه و کاملاً طبیعی و قابل پیش بینی هست که فردای این آدم هم چیزی بیشتر از امروزش نباشه . اما وضعیت برای یک ذهن رویایی و خیال پرداز کاملاً متفاوته . اینجا تصاویر مرجع ، یعنی اون تصاویری که روش تاکید و تمرکز بیشتری میشه ، رویاهایی طلایی و دلپذیر از فرداست فرداهایی که هنوز تحقق پیدا نکردند و در سرزمین رویاهای ما کاملاً واقعی و حس کردنی هستند و نکته شگفت انگیز درباره عملکرد ذهن ناخودآگاه اینکه ، نمی تونه به خوبی فرق بین تصاویر مجازی و واقعی رو تشخیص بده . ضمیر ناخودآگاه ما همون قدر که در مورد تصاویر ذهنی واقعی و تصاویری که قبلاً تجربش کردیم تاثیرپذیره ، در خصوص تصاویر مجازی و تصاویر پرداخته شده توسط رویاهای ما هم تاثیرپذیره و این ناتوانی از درک چنین تفاوتی ، موهبت بسیار بسیار بزرگ و قدرتمندیه که منحصر ما انسانهاست . آدمی که رویاها و آرزوها و تصاویر خیالیش رو جدی میگیره ، بهش اهمیت میده و روش تمرکز می کنه ، در واقع تضادی رو بین تصاویر ارسالی از وضعیت موجود و تصاویر وضعیت ایده ال برای ضمیر ناخودآگاه قدرتمندش تعریف میکنه و این تضاد و کشمکش ناشی از اختلاف بین این دو نوع تصویر محرک بسیاری از پردازشها ، جهتگیریها و حرکتهای جهشی و قدرتمند در انسانهای موفق هست . در مغز انسان رویاپرداز سیستمی وجود داره که این سیستم در مغز انسانهای کاملاً واقعگرا فعال نیست . به عبارت روشن تر در مغز آدمهای خیال پرداز ، سیستم فعال کننده شبکه ای ، فرآیندهای مغز رو طوری برنامه ریزی میکنه تا اطلاعات و قابلیتهای مورد نیاز از بخش ناخودآگاه به لایه آگاهی منتقل بشه . خیالپردازی مستمر و جهت دار متمرکز ، ضمیر ناخودآگاه رو به نحو موثری تحریک میکنه تا ایده های جدید خلق کنه . یکدفعه وقتی از خواب بلند میشید ، یه فکر طلایی به ذهنتون خطور میکنه ، دارید پیاده روی می کنید و به چیزای دیگه فکر می کنید ، اما ناگهان یه راه حل عالی برای مشکلتون پیدا میشه و این سیستم به شدت متاثر از خیال پردازی آگاهانه یا فرایند تجسم خلاق هست . متن 41 : قابلیت پذیرش هوشمندانه و قدرتمند شکست از مشخصه های مهم ساختار موفقیت در شخصیت انسان می باشد . کیفیت واکنشهای فرد پس از مواجهه با شکست بی تردید تاثیر قابل ملاحظه ای در طی کردن فرآیند موفقیت دارد و نوع برخورد انسان با شکست وابسته به ساختار ساختار شکست پذیری شخصیت اوست . اجرای 42 : کاملاً درست متوجه شدید . منظور شکست پذیری بود ، نه شکست ناپذیری . مواجهه با شکست ، حقیقتی کاملاً معمول و جاری در مسیر موفقیت هست . شکست واقعیتی تلخ و دردناک و اجتناب ناپذیر نیست . بلکه یکی از اجزای اصلی موفقیت ماست . این یکی از اصول کاملاً بدیهی و پذیرفته شده موفقیت هست . که برای موفق شدن باید شکست بخوری ، شکست زمینه رشد تو رو فراهم می کنه ، شکست امکان گسترش توانمندیها و قابلیتهای تو رو فراهم میکنه ، شکست نشونه اون هست که عاملی تو مسیر موفقیت هنوز خارج از محدوده توان تو هست ، پس برای غلبه بر اون باید تواناتر بشی و شکست و شکستها اونقدر تو رو توانا می کنند تا شایسته موفقیت بشی . و البته هر شکستی قطعاً نتیجه موفقیت آمیز و پیروزمندانه اجرای یک فرآینده . مسیری که اگرچه در اون کاملاً موفق شدی ولی مسیر اشتباهی بوده و نتیجش به دردت نمی خوره . پس شکست تنها باید بهت نشون بده راه رو عوضی رفتی و شکست می تونه راه اصلی رو بهتر بهت نشون بده . اما نکته مهم اینکه ، نقطه جداشدن اکثریت از ادامه مسیر موفقیت و رها کردن فرآیند موفقیت همین نقاط شکست است . اینجا و تو این مراحله که اکثریت از ادامه راه انصراف میدند . چرا؟ چون آدمهای شکست پذیری نیستند و اقلیت موفق آدمهایی هستند که به خوبی توان پذیرش شکست رو دارند . موفقها اونهایی نیستند که شکست نمی خورند بلکه اونها شکست پذیرهای خوبی هستند. اگر ادعا کنم ، قابلیت پذیرش شکست و قدرت و توان ادامه شایسته مسیر بعد از تحمل شکست ، مهمترین و اساسی ترین فوق بین انسانهای موفق و ناموفق هست ، حرف گزافی نزدم . این یکی از مهمترین ساختارهایی هست که برای بازسازی موفقیت باید در خودتون ایجاد کنید . برای اثبات این بخش از حرفام اصلاً کار مشکلی ندارم ، کافیه یه بررسی کوتاه روی زندگی افراد برجسته و موفق داشته باشید ، خواهید دید ، زندگی اونها سرشار از شکست بوده ، شکستهای سنگین و متوالی و دقیقاً به همین دلیل ما الان اونها رو انسانهای بزرگ و برجسته ای می دونیم چون شکست پذیران فوق العاده قدرتمند و باهوشی بودند . متن 42 : قدرت ترس ، محرکی نیرومند در ساختار شخصیتی انسانهای موفق در نظر گرفته می شود . بروز احساس ترس ، کیفیتی کاملاً طبیعی و البته کاربردی در سیستم واکنشی جسم و روح انسان است . مدیریت این احساس و نحوه کنترل و بهره برداری از آن شاخص ویژه و پراهمیت در تفکیک انسانهای برتر و موفق و انسانهای ساده و متوسط است . زیرا نیروی ترس می توانند تاثیری فلج کننده و ویرانگر در مسیر موفقیت داشته و یا قدرتی پیشرو و توانمند ساز جهت نیل به موفقیتهای بزرگ به کار گرفته شود . قدرت ترس از جمله نیروهای برتر و ناشناخته ایست که در بازسازی ساختار موفقیت در شخصیت افراد باید مورد توجه خاص قرار گیرد . اجرای 43 : میگند ، دنبال همون چیزی برید که ازش می ترسید . افراد موفق کسانی نیستند که نمی ترسند ، اونها آدمهایی هستند که قدرتمند می ترسند ،.خوب نگاه کنید ، اغلب کارهای بزرگ ترسناکند ، موفقیتهای بزرگ دلهره آورند ، قصد دارید پول زیادی بدست بیارید و ثروتمند بشید ، این موضوع همون قدر که جذاب و دل انگیز و رویائیه ، ترسناک و دلهره آور هم هست . قصد دارید نویسنده بزرگ و برجسته ای بشید ، به پست و مقام مهمی برسید ، جهشی تو تحصیلاتتون داشته باشید ، یا هر کار بزرگ دیگه ای انجام بدید ، در واقع دارید تغییر مهمی رو در روند فعلی زندگیتون تجربه می کنید و تجربه هر تغییری با ترس و دلهره و اضطراب همراهه . هر قدر موفقیتی که هدف گیری کردید ، بزرگتر ، عظیم تر و رویایی تر باشه ، با احساس ترس و دلهره بزرگتری رو در رو خواهید شد . ترس نشانه سیر موفقیت هست . چون همیشه قدمهای جدید همراه با احساس ترس از درک ناشناخته ها و تجربه نشده هاست و درک موفقیت لزوماً توام با گام گذاشتن در وادی ناشناخته ها و تجربیات جدید هست . اما اکثریت رویاهاشونو در مواجهه با ترس می بازند و این احساس آتش حرکت اونها رو خاموش میکنه ، درحالیکه برای انسانهای برتر ، اتفاقی معکوس می افته و ترس اشتیاق و حرارت حرکت اونها رو گرمتر میکنه . برای بهره برداری موثر از احساس ترس ، باید اون رو تجربه کنید ، نباید ازش فرار کنید ، یا انکارش کنید . ترس شاخص نشون دهنده تهدیدهاست . فرصت های برتر و جادویی همیشه از دل تهدیدها بیرون میاند. پس مشتاق تجربه ترس باشید . این اشتیاق رو وقتی می تونید خوب درک کنید که از ایستگاه ترس عبور کرده و به موفقیت برسید . اون موقع هست که به ترستون احترام می ذارید و حتی عاشقش میشید . اکثریت و انسانهای متوسط که ساختار ذهنیشون برای درک موفقیتهای بزرگ طراحی نشده ، عموماً هر کاری می کنند تا گرفتار ترس نشند . ترس و تهدید . این همراهی و همنشینی بسیار بد و نامبارکی برای این دو واژه هست . بدون شک ، بدترین همراه و نتیجه ترس می تونه تردید باشه . تردیدی که ساختار و موفقیت ما رو متزلزل کند و امید و ایمان ما رو زیر سوال ببره و مسیر رو برای ما مبهم کنه . ترس قدرتمند محصولات و نتایج بهتری مثل آمادگی بیشتر و بازنگری و بهینه سازی قابلیتها رو داره . اگه در مسیرتون احساس کردید ، هرگز نمیترسید و هیچ احساس هراسی به سراغتون نمی یاد و دلهره ای دلتونو تکون نمی ده ، بدونید موفقیت قابل توجهی رو هدف گیری نکردید یا تو مسیر استانداردی قدم نمی زنید . ترس نشونه تحریک قدرتها و توانمندیهای شماست ، بدون تجربه ترس قدرتمندتر نمی شید . درست زمانیکه بقیه دارند بهت میگند ، مگه دیوونه شدی ، عقلتو از دست دادی ، تو به الهام درونیت گوش کن ، شاید داره میگه انگار داری موفق میشی . ترسهاتو خوب بشناس . بعضی ترسها کاملاً واهی و بی ارزشند ، ترسی که ساخته و پرداخته ذهنیتهای مریض و پردازشهای نامطلوب ذهنی هست و البته بعضی ترسها جزو طبیعت مسیر موفقیت هستند و ترسهای باارزش و الهام بخش به حساب می یاند . و مدیریت احساس ترس یعنی شناخت منطق ترس و امکان بهره برداری موثر برای افزایش قابلیتها و تواناییها . چیزی رو که من اسمشو گذاشتم قدرت جادویی ترس . متن 43 : کیفیت درخواست ، به معنای نحوه طلب کردن خواسته ، انتظار و توقع خویش از منابعی است که توان برآورده ساختن نیاز انسان را دارند . نوع و شکل فرآیند درخواست ویژگی شخصیتی مهمی است که برگرفته از ساختار درونی خود می باشد . این ویژگی در میان اقلیت موفق و برتر ، تفاوت ماهیتی و ساختاری با اکثریت ساده و معمولی دارد و یکی از پارامترهای حائز اهمیت در بازسازی موفقیت در ساختار شخصیتی انسان می باشد . واکنش دیگران در قبال خواست شما ، کاملاً وابسته به کیفیت خواستن شماست و خواستن قدرتمند و موثر می تواند نقشی تعیین کننده در مسیر موفقیت ایفا نماید . اجرای 44 : آدمهای موفق ، انسانهای برتر و برجسته و تمام کسانی که به موفقیتهای بزرگ دست پیدا کردند ، قبل از اینکه قدرتمند ،توانمند ، شایسته و بلند مرتبه باشند ، درخواست کننده های قوی ، جسور ، موثر و پیگیری هستند . راحت و بی پروا می خواند و درخواستشونو با قدرت و محکم مطرح میکنند ، اونچه رو نیاز دارند به روشنی بیان می کنند و طلب می کنند و از اون مرجعی می خواند که توان برآورده کردن نیازشونو داره . موقعی که شرایط درخواست کردن فراهمه ، این پا و اون پا نمی کنند ، متزلزل نمی شند و از طرح درخواستشون منصرف نمی شند . خجالت نمی کشند ، به احتمالات منفی فکر نمی کنند و ضعف از خودشون نشون نمی دند . اون طور می خواند که ایمان دارند استحقاقشو دارند و اون طور که چیزی رو از کسی گدایی کنند . ضعف در موقع درخواست یعنی محدود کردن منابع ، یعنی چشم پوشی از امکانات ، یعنی کم کردن شانس موفقیت . اگه طرح درخواستی برای شما سخته و موقع مطرح کردن درخواست دچار مشکل میشید ، احتمالاً میترسید که محتاج به نظر برسید ، می ترسید احمق جلوه کنید ، می ترسید کوچک بشید ، میترسید دیگران شما رو نادون بدونند و می ترسید از شنیدن جواب نه . ولی واقعیت اینه که اگه می ترسید درخواستتونو مطرح کنید ، تمام این پارامترها برای شما اتفاق افتاده ، یعنی هم محتاجید، هم نادان ، هم کوچک و جواب نه رو پیشاپیش خودتون به خودتون دادید و عملاً با مطرح نکردن درخواست هیچ کدوم از این مشکلات و تصورها رو حل نکردید . این موضوع رو باید شکلی موثر و ریشه دار تو ساختار شخصیتتون جا بندازید که راحت و آروم و محکم درخواستتونو مطرح کنید و هر وقت لازم شد جسارت لازم رو برای طرح درخواست خودتون داشته باشید . جرات پرسیدن رو در خودتون تقویت کنید و سوالها و مطالبه هاتون رو به شکلی موثر مطرح کنید . اگه دنبال جواب مثبت هستید ، سوالتونو طوری طرح کنید که پاسخ رو به سمت جواب مثبت سوق بده. به جای اونکه درخواست کنید اگه براتون مقدوره و مشکلی ایجاد نمی کنه مرحمت کنید و با وام بنده موافقت کنید ، بگید سپاسگزار خواهم شد از اینکه با درخواست وام بنده موافقت میکنید. به جای اونکه به همسرتون بگید دردت چیه ، مشکلت چیه که اینقدر تو خونه با من بداخلاقی می کنی بگید مطمئنم می تونم شاهد رفتار بهتری از شما باشم . با اطمینان بخواید ، مثبت بخواید ، طوری بخواید که امکان پاسخ منفی رو از طرف مقابل بگیرید ، خلع سلاحش کنید ، از کسی درخواست کنید که بتونه خواسته شما رو برآورده کنه . این موضوع رو بهش نشون بدید و ثابت کنید . تو بهترین وقت و بهترین موقعیت بخواید ، با اصرار بخواید ، مکرر بخواید ، با کیفیتی بخواید که طرف مقابل مشتاق به برآورده کردن خواسته شما بشه ، درک کنه مثل اینکه هیچ راه دیگه ای نداره . بهش تحمیل نکنید ولی اونقدر شل و بی حال نخواید که هیچ انگیزه ای در اون تحریک نشه . باید یه درخواست کننده قهار ، قدرتمند ، مصر ، مطمئن و پیگیر باشید و تا حصول نتیجه مطلوب دست از درخواستتون برندارید . یادم میاد زمانیکه در محل کارم به پست جدیدی منتقل شدم ، بهم گفتند ، یکی از کارمندات آدم واقعاً خاصیه ، اگه چیزی رو بخواد حتماً ازت میگیره . من اول پیش خودم در برابر این آدم جبهه گیری کردم و گفتم ازآدمهای کنه و لجوج بدم میاد ولی بعد از چند نوبت دیدم خواه ناخواه در برابرش خلع سلاح شدم . اونقدر مطمئن و ساده و محکم و دلنشین می خواست که راه چاره ای رو برام باقی نمی ذاشت و من از این کارمندم درسهای بزرگی یاد گرفتم . متن 44 : سرسخت بودن ، ویژگی بارز و روشن شخصیت انسانهای برتر و موفق هست . سرسختی به معنای قدرت دوام و استمرار بر فرآیندیست که در سایه تاکید و تکرار منجر به توفیق خواهد شد . سرسختی و مقاوم بودن از ویژگیهای ساختار شخصیت افراد است . این وجه تمایز در لایه های شخصیتی اقلیت برتر با اکثریت ساده ، زمانی روشن می شود که انسانهای متوسط و معمولی هنگام دریافت نتیجه نامطلوب ، فرآیند از پیش طراحی شده خویش را رها می کنند . اما انسانهای موفق و برتر با بهره مندی از عنصر سرسختی به سادگی امکان ایجاد تزلزل و فعل در اراده خویش را به عوامل درونی و بیرونی نمی دهند . اجرای 45 : بخش عمده ای از پاسخها و واکنشهایی که شما از دیگران و از محیط دریافت می کنید ، پاسخهای منفی و جوابهای رد هست . شما با این قسمت اعظم جوابها و واکنشهاتون چطور برخورد می کنید . باهاشون چکار می کنید و چطور می خواید از اونها استفاده کنید . جواب شما اینه که خوب پاسخ منفی ، منفیه دیگه ، استفاده و نحوه برخورد نداره ، واکنش رد دریافت کردیم ، یعنی بی فایدست باید ازش صرف نظر کرد و کاریش نمیشه کرد . این همون استفاده عمومی هست که اکثریت معمولی از پاسخهای دریافتی منفی دارند . یعنی در حقیقت واکنشهای منفی مورد استفادهای براشون نداره و علامت توقف یک فرایند هست . البته جوابهای رد ، چندان هم برای اکثریت بی مصرف نیست ، می تونه باعث دلسردی ، تضعیف اراده و حتی انصراف کامل بشه ولی برخورد و بهره برداری اقلیت موفق و برتر موقع دریافت جواب رد و پاسخهای منفی کاملاً فرق میکنه . اونها تو اینجور مواقع نه ناامید میشند و نه منصرف و نه متزلزل ، بلکه با همون انرژی قبلی مسیر رو ادامه میدند و چه بسا پرانرژی تر و امیدوارتر . همین موضوع تفاوت ساختاری در شخصیت انسانهای موفق و انسانهای معمولی هست که بهش میگیم سرسختی . سرسختی مفهومی هست که کیفیت و ماهیت وجودی شما رو نشون میده و ریشه در نوع باورها ، ذهنیات ، تصورات و پردازشهای ذهنی شما داره . شما به خوبی می تونید آدمهای سرسخت و محکم رو از آدمهای سست و متزلزل تشخیص بدید و قاعدتاً همه با من موافقید که انسانهای موفق رو باید در بین سرسختها پیدا کرد . همیشه سرسختی در برابر جوابهای منفی ، نیرو و قابلیتهای شما رو افزایش میده . زمانیکه قبول نمی شید ، رد میشید ، خواستتونو نمی پذیرند و راه بسته ست ، درست همون موقع زمان ظاهر شدن راه حل جدیدیه که از اول هم این راه حل جدید مسیر اصلی شما رو مشخص می کرده و موفقیت گوهری نهفته در راههای جدید هست . غالب اوقات راه موفقیت راه جدیدی هست که بعد از تجربه مسیرهای قبلی و نتیجه نگرفتن ها ، پیداش کردید و امتحانش کردید و شرط اصلی ورود به این راههای جدید داشتن سرسختی در شخصیتتون هست . مفهوم رد شدن چیه؟ یعنی باید تواناتر بشی ، کاملتر بشی ، باید باز هم بخوای ، قدرتمندتر بخوای ، متفاوت بخوای ، مطمئن تر بخوای و هوشمندانه تر بخوای و اینها همه مترادف واژه موفقیت هستند و نیاز دارند به نیروی سرسختی . مفاهیم توانایی ، قدرت ، بزرگی ، تکامل و اطمینان همشون زیرمجموعههای موفقیت هستند و این مفاهیم به پشتوانه عنصر سرسختی و اغلب در مواجهه با موانع و مشکلات استخراج میشند . به خاطر داشته باشیم برای تسلیم شدن همیشه زوده و میزان سرسختی شما مقیاس تعهدتون به موفقیته . متن 45 : مدیریت دریافت واکنش ، به مفهومی اطلاق می شود که بیانگر کیفیت دریافت اطلاعات در فرآیندهای ارتباطی متقابل است . به عبارت ساده تر تاثیرپذیری افراد از کیفیت واکنشهای محیط در قبال فرآیند موفقیت ، یکی از ویژگیهای ساختار شخصیتی موفقیت محسوب می شود . با توجه به آنکه واکنشهای دریافتی در قبال حرکت ما متنوع و عموماً غیر قابل پیش بینی است ، تاثیری که ما از هر واکنش در ساختار شخصیت خویش می پذیریم ، نشان دهنده توانمندیهای ما در کسب موفقیت است . اجرای 46 : هر کاری که انجام بدی ، هر قدمی که برداری و هر حرکتی که شروع کنی ، با واکنش دیگران مواجه خواهی شد . واکنشهایی که متفاوت و بعضاً غیر قابل پیش بینی هستند . اعلام نظر ، توصیه ، نصیحت ، پیشنهاد ، همدردی ، تهاجم ، دستور ، انتقاد ، انزجار و شاید تشویق و حمایت ، اینها انواع واکنشهایی هستند که ممکنه از محیط دریافت کنید . بعضی از واکنشها نیروبخش و محرک برای ادامه مسیر هستند ، اما بسیاری از واکنشها ، بازدارنده و متوقف کننده و ناامید کننده هستند . نمی تونم ازتون بخوام که طوری حرکت کنید تا همه واکنشهای دریافتی مثبت و مطلوب باشه ، اگه مرتکب چنین حرکتی شدید و دیدید همه واکنشها عالیه ، همه دارند حمایتتون می کنند و همه دارند تشویقتون می کنند ، بدونید یه جای کار ایراد داره و شما تو مسیر موفقیت مهمی نیستید . نمی تونم ازتون بخوام فقط واکنشهای مثبت و سازنده رو دریافت کنید و از رودررویی با واکنشهای منفی و مخرب فرار کنید و دوری کنید . این امکان پذیر نیست ، چون برخورد با واکنشهای منفی اجتناب ناپذیره ، ولی برای بازسازی ساختار موفقیت در شخصیتتون باید ازتون بخوام که نوع تاثیرپذیری شخصیتتون در هر ابعادش رو از واکنشهای اطرافیان مدیریت کنید . به عبارت دیگه ، باید بتونید ، فیلتری سد راه واکنشهای دریافتی قرار بدید تا هر نوع واکنش ، با هر کیفیتی رو تبدیل به برداشتی نیرومند و سازنده با تاثیرگذاری مثبت کنه . خوب دقت کنید دوستان، واکنش ، هر شخصیت به عملکرد شما ، بیشتر از اونکه بیان کننده کیفیت کار شما باشه ، وابسته به نوع شخصیت ، نوع دیدگاه ها و پردازشهای ذهنی طرف مقابل داره . بذاریم دوباره این مطلب رو تکرار کنم . واکنش هر شخصیت به عملکرد شما ، بیشتر از اونکه بیان کننده کیفیت کار شما باشه نشون دهنده شخصیت طرف مقابل در ارتباط با کار شماست . ممکنه بعنوان مثال اقدام به سرمایهگذاری تو زمینه ای بکنید . واکنش یکی از دوستان شما کاملاً مثبت و حمایتگر و خوشبینانست و واکنش دوست دیگتون تند و مخرب و منفی هست . واکنش های این دوست بیشتر از اونکه ملاک ارزیابی عملکرد شما باشه ، نشون میده طرف مقابل در ارتباط با این موضوع چیکارست و چیکاره بوده . احتمالاً دوست اول تجربه موفق و درخشانی تو زمینه های سرمایهگذاری مشابه داشته و دوست دوم شکستهای جانانه ای رو از شبیه این نوع سرمایه گذاری دریافت کرده . پس لازمه خوب دقت کنید ، اطلاعاتی که از واکنش اطرافیان دریافت می کنید اول به درد ارزیابی شخصیت طرف مقابل می خوره و بعد به درد ارزیابی عملکرد شما . سعی کنید همیشه به نظرهای تخصصی احترام بذارید و بی واسطه از اونها استفاده کنید ، اما برای اینکار لازمه این اطلاعات تخصصی رو خودتون از لابلای شاخ و برگ و حواشی شخصیت واکنش دهنده استخراج کنید ، خالص کنید و بیرون بکشید . سعی کنید در برابر واکنش دیگران احساساتتونو کنترل و مدیریت کنید چون به هر حال همه ما به نوعی تحت تاثیر واکنش دیگران قرار می گیریم. و سرانجام به این اصل خوب توجه کنید برای دریافت تاثیر مطلوب و خالص و تخصصی از واکنش اطرافیان نیازه خودتونو قدرتمندتر و پرداخته تر از طرف مقابل باور کنید . هر کسی که میخواد باشه . اگه با این پیش زمینه ذهنی و فرضی به واکنشهای دیگران ترتیب اثر بدید ، میتونید ساختار شخصیتی برخورد موثر با واکنشها رو در شخصیت خودتون شکل بدید . متن 46 : برانگیخته بودن دائم و همیشگی نیاز به بهبود مستمر از دیگر شاخصهای ساختار موفقیت در شخصیت افراد است . به بیان بهتر تمایل مداوم به برخورداری از کیفیت بهتر ، محرک و زمینه ساز نیروی پیشرو به سمت موفقیتهای برتر است و در صورت فقدان این احساس نیاز ، در عمل ساختار حرکت به سمت موفقیت شکل نخواهد گرفت . اجرای 47 : ژاپنیها مفهوم مهمی دارند تحت عنوان کایزن . به معنی تمایل همیشگی و مستمر به درک سطحی عالی تر و بهتر از سطح فعلی . نیاز به بهبود مستمر و البته جزئی ولی همیشگی . طوریکه این بهبودها و ارتقاء کیفیتهای جزئی ، وقتی دائمی و مستدام باشند در نهایت منجر به موفقیتهای درخشان خواهد شد . متخصصان علم اقتصاد ، یکی از عمده ترین دلایل پیشرفت ژاپنیها رو توجه به این اصل مهم می دونند . اینکه در هر لحظه و تو هر موقعیتی احساس نیاز به بهتر شدن وجود داشته باشه . ما هم از این اصل یعنی اصل بهبود مستمر به عنوان یکی از ساختارهای مهم بازسازی موفقیت در شخصیت انسان یاد می کنیم . مفهوم بهبود مستمر در واقع یک جور حس نیاز و طلب دائم و همیشگی و همه جانبه به بهتر شدنه ، به بهبود شرایط ، به پیدا کردن راههای مناسبتره . یک نگاه به انسانهای بزرگ بندازید ، آدمهایی که به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا کردند ، خیلی از اوقات یه خواننده بزرگ وقتی بهترین اثر و بهترین آلبومش رو ارائه میده ، دیگه مدتها ازش خبری نیست و آثاری که ارائه میده دیگه فراتر از اون کار بزرگش نیست ، یا اینکه حداکثر میتونه خودشو تکرار کنه ، یه فوتبالیست بزرگ وقتی آقای گل میشه یا توپ طلایی رو بدست می یاره ، اغلب اوقات فصل بعدی کیفیت به مراتب پایین تری رو ارائه میده و یا با همون کیفیت قبلی به فوتبالش ادامه میده . انسانها وقتی به سقفی از موفقیت می رسند ، خیلی زود متوقف میشند و سیر مراحل موفقیت در اونها کند میشه و سد میشه . دلیلش کاملاً مشخص و مشترکه ، چون نیاز به بهبود مستمر در وجود اونها خاموش میشه و این یکی از آفتهای بزرگ انسانی هست . برای داشتن ساختار یک شخصیت موفق باید این نیازو لحظه به لحظه درک و لمس کنیم که باید بهتر بود ، باید برتر شد و باید بیشتر بدست آورد و نکته بسیار بسیار مهم این نوع ساختار شخصیتی اینکه برای بهبود مستمر باید روی جزئیات متمرکز بود . جزئی ترین بهبودها در کیفیت عملکرد در نهایت اگه استمرار داشته باشه ، میتونه منجر به موفقیتهای بزرگ و چشمگیری بشه . به عنوان مثال اگه تو یه رشته ورزشی کار می کنید سعی کنید هر روز ، یک درصد عملکردتون رو بهتر کنید ، اگه فوتبال بازی می کنید ، سعی کنید امروز یک مقدار دقت ضربتون بیشتر بشه ، یه کم قدرت شوتتون نسبت به دیروز بیشتر باشه ، کمی جایگیریتونو بهتر کنید . هر روز باید این پیشرفتهای جزئی رو احساس کنید و ارزیابی کنید و یکدفعه دنبال یک جهش سریع نباشید . با این نگاه و عملکرد مستمر تو یه زمانبندی مشخص اون جهش در موفقیت رو بهش خواهید رسید . مهمترین چیز اینه که نیاز به بهبود مستمر و همینطور ارزیابی اجرای این بهبود مستمر و جزئی رو در عملکردهاتون و در شخصیتتون همراه داشته باشید . متن 47 : داشتن عشق و علاقه به نوع مسیری که برای موفقیت خویش برگزیده اید ، از مهمترین عوامل تاثیرگذار در امکان موفقیت شما به حساب می آید . اجرای 48 : شاید این حرف من به نظر خیلی آرمانی باشه ، شاید منطبق با واقعیتهای زندگی نباشه و شاید نشه کاربردیش کرد ولی اجازه بدید من اون رو با اطمینان خدمتتون عرض کنم ، چون هرگز نمی تونم از گفتنش صرف نظر کنم . کاری رو که عاشقش نیستید رها کنید و برید سراغ کاری که عاشق اون هستید . کاری رو تو مسیر موفقیت انتخاب کنید که با تمام وجود بهش علاقه دارید و روحتونو سیراب میکنه . تمام استراتژیهایی که خدمتتون معرفی کردم یک طرف و این کلید جادویی طرف دیگه . نمی دونم میشه یا نه . اصلاً امکان پذیره ، شرایط جامعه ما اجازه میده ولی من حرفم رو میزنم . موفقیت ناب و خالص و تموم و کمال جایی هست که عشق باشه و هر قدر لازمه هزینه کنید تا سراغ کاری برید که عاشقش هستید ، این جادوی موفقیته . متن 48 : انسانهای موفق در ساختار شخصیتی خویش ، خودارزیابهای کارآمدی هستند . آنها جسارت و توان خروج از کالبد فکری موجود ، مشاهده از بیرون و ارزیابی منصفانه از عملکرد خویش را دارند و این ویژگی برجسته یکی از ساختارهای تعیین کننده موفقیت در شخصیت افراد است . اجرای 49 : به نظر کار آسونی میاد ولی فکر میکنم اونقدرها هم ساده نیست . ارزیابی منصفانه و بی طرف از شخصیت از عملکرد و از نتایج خودمون . این ارزیابی ویژه منجر به یک خودآگاهی مقدس و ارزشمند می تونه بشه . در نظر داشته باشید بهترین بازرس ، بهترین کارشناس و بهترین ارزیاب برای اینکه تشخیص بده کجا ایستادید ، حالتون چطوره ، قابلیتها و توانمندیهاتون در چه وضعیتیه ، کجاها نیاز به ترمیم دارند و کدوم نقاط قوت رو باید روش بیشتر تمرکز کنید ، هیچ کس جز خود شما نیست . و این اطلاعات بسیار مهم و ذیقیمت بدرد هیچ کسی جز شما نمی خوره . بنابراین برای شکل گیری ساختار موفقیت در شخصیتتون باید یک واحد خودارزیابی رو در نهادتون خلق کنید . برای انجام این ارزشیابی ارزشمند ، باید بتونید بعضی مواقع از قالب موجود خودتون فاصله بگیرید و از زاویه دید مستقلی نگاهی ارزیاب به خودتون بندازید و این کار ساده ای نیست ، اما نتایج فوق العاده ای رو براتون همراه خواهد داشت . متن 49 : یکی از ویژگیهای برتر و منحصر انسانهای موفق و برجسته ، حرکت فراتر از انتظار می باشد . این نوع نگرش و کیفیت عملکرد بیانگر روحیه ایست که فرد عادت دارد همیشه چند گام پیشتر از انتظار موجود و طراحی قبلی حرکت کند و زمانی فرآیندی را تکامل یافته در می یابد که به وضعیتی فراتر از تکامل طراحی شده پیشین دست یابد . اجرای 50 : این قابلیت ویژه ای هست که معمولاً برای اکثریت دقیقاً برعکسش وجود داره . اکثریت همیشه چند گام مونده به مقصد می ایستند و می گند خوب ، عالیه ، دیگه کافیه . زود به کمتر از اونیکه می خواستند قانع میشند ، کمتر از کیفیتی رو که باید ارائه می کنند و معمولاً چند گام عقبتر از اونجایی که باید هستند و البته راضیند . درحالیکه این اتفاق برای افراد برتر ، کسانی که به موفقیتهای بزرگ و دستاوردهای طلایی می رسند دقیقاً برعکس می افته و اونها همیشه عادت دارند ، چند قدم جلوتر برند و معمولاً فراتر از انتظار حرکت می کنند و از اونجایی که همه منتظرند ، جلوتر میرند و این چند قدم اضافه معمولاً نتایجی بسیار بسیار بزرگتر از ظرفیت اون چند قدم نصیبشون می کنه . این موضوع که تاثیر شگفت انگیزی در موفقیت فرد داره ، مبنای موفقیتهای بسیاری از موسسات و شرکتهای تجاری هم قرار گرفته . و این شرکتها بر مبنای این اصل ، سعی می کنند خدماتی رو بیشتر از انتظار مشتری بهش ارائه بدند . و بواسطه همین خدمات فراتر از انتظار ، هر چند جزئی نتایج درخشانی نصیبشون شده . این اصل در بهبود موفقیت افراد هم تاثیر بسیار بسیار مهمی داره . کارمندی که وظایف خودش را به نحو احسن انجام میده ولی حاضره در صورت نیاز بعضی از کارهایی که جزء وظیفش نیست رو هم انجام بده ، راننده ای که سعی میکنه علاوه به رسوندن مسافراش به مقصد اونها رو راضی تر نگه داره ، مهندسی که خدمات کارشناسی ورای اونچه ازش خواستند ارائه میده ، نقاشی که وقتی ازش خواستند دیوار رو رنگ کنه ، چهارچوب زخمی در رو هم درست می کنه ، مکانیکی که بعد از تعمیر موتور باد چرخها رو هم تنظیم می کنه ، همه اینها کارهای کوچکی را بیشتر از حد انتظار انجام میدند . اما نکته بسیار بسیار مهم این ویژگی شخصیتی اینه که نتایجی که از این کارهای کوچک فراتر از انتظار نصیبتون خواهد شد هم واقعاً فراتر از انتظار هست . متن 50 : یکی از نشانه های بارز ساختار موفقیت در شخصیت انسانهای برتر ، وجود آرامشی عمیق در لایههای مختلف شخصیتی آنها است . داشتن ذهنی آشفته و شلوغ و همراهی احساسات مضطرب و نگران سطح کارآمدی عملکردها را کاهش داده ، سرعت رسیدن به موفقیت را کند می نماید . اجرای 51 : شاید بگید رسیدن به موفقیت در سایه کار و تلاش شدید و پیگیر ، به این در و اون در زدن ، سعی و خطا ، و دویدن و آروم گذاشتن بدست می یاد . شاید فکر می کنید آدمهای موفق بعد از گذروندن مرزهای سخت و پراضطراب ، پرتنش و بعد از کلی آشفتگی و خستگی ، التهاب و هیجان و سختی و عذاب و بعد از طی کردن تمام این مراحل سخته که به موفقیت می رسند . اما من با شما موافق نیستم و اونچه رو که دیدم و درک کردم این بود که آدمهای آروم ، آدمهای خوشحال ، آدمهای پرنشاط ، اونهایی که تفریحی کار می کنند ، از کارشون لذت می برند . تو هر سختی و وضعیت ناجوری اونقدر آرامش دارند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده . اونها هستند که به موفقیتهای بزرگ رسیدند . اونها هرگز برای دستیابی به موفقیت چنگ نزدند و رنج نکشیدند و آرامششونو از دست ندادند و دست آخر هم موفق شدند . به خاطر داشته باشید ، نداشتن تمرکز کافی روی اهداف روشن ، شلوغی کارها ، نداشتن اولویت بندی ، ناقص انجام دادن کارها و جدی گرفتن مشکلات باعث آشفتگی ذهن شما میشه و تو این فضای آشفته شانس زیادی برای موفقیت نخواهید داشت . متن 51 : انعطاف پذیری شخصیتی به معنای آمادگی پذیرش هرگونه تغییر در مواقعی است که لزوم تغییر برای فرد مسهل شده است . انعطاف پذیری باعث امکان تغییر جهت سریع به سمت موفقیت و پرهیز از اتلاف نیروها و امکانات بوده و جزو شاخصهای مهم ساختار موفقیت در شخصیت افراد است . اجرای 52 : ازتون دعوت می کنم برای موفقیت و کامیابی ، صاحب شخصیتی سیال بشید . شخصیتی که هر موقع آگاهانه اراده کردید و نیاز دیدید ، تغییرش بدید ، شکل و فرمش رو عوض کنید و از این شخصیت جدید ، قابلیتهای جدیدی رو دریافت کنید . قابلیتها و توانمندیهایی که قبلاً نداشتید ، اما حالا می تونید با داشتنشون موفق بشید . اگه تا الان موفق نشدید و به این نتیجه رسیدید که دلیل عدم موفقیتتون نوع روابطی هست که با همکاران دارید ، نوع برداشتی هست که از سرمایتون دارید ، ضعف اعتماد به نفس شماست ، تنبلی شماست ، بی حوصلگی شماست باید بتونید به سرعت تغییر کنید و این عنصر انعطاف پذیری رو چنان در رگهای شخصیتتون جاری کنید که هر وقت نیاز دارید خودتونو دگرگون کنید و صاحب نتایج جدید بشید . متن 52 : ویژگی خاصی که در شخصت اغلب انسانهای موفق مشهود است ، شروع از آخر می باشد . به این معنا که افراد موفق حرکت خویش در مسیر موفقیت را با لحاظ کردن تمام شرایط انتهایی مسیر آغاز می نمایند . اجرای 53 : اینکه خودتو از همون نقطه شروع ، رسیده به نقطه هدف تصور کنی ، مختصات انتهای مسیر رو دقیقاً در شرایط شروع حرکتت در نظر بگیری و اونچه که در آخر باید بدونی ، درک کنی و اون روحیه و قدرتی که باید تو قله موفقیت داشته باشی ، همون ابتدای راه در درون خود احساس میکنی ، ویژگی و مشخصه حرکت انسانهای برتر و موفقه ، زیاد پیچیده نیست . اگه دنبال ثروت هستی ، باید با روحیه ، قدرت و مشخصات شخصیتی یک انسان ثروتمند مسیر جذب ثروت رو شروع کنی تا به نتیجه دلخواهت برسی . اگه دنبال کسب یک جایگاه شغلی بالاتر هستی باید احساس کنی کاملاً لیاقت و شایستگی اون رو داری ، انگار همین الان روی اون صندلی نشستی و با چنین قدرتی به سمت موفقیت حرکت کنی . شروع از آخر یعنی باور و احساس نقطه موفقیت پیش از شروع کردن مسیر . متن 53 : ساختار یک ذهن موفق معمولاً پردازشهایی که مبتنی بر تعاملهای دوجانبه یا چندجانبه می باشد را بر طبق فرمول برنده - برنده شکل می دهد . به این معنی که بر روی بهره برداری طرفین یک معامله متمرکز است زیرا باور دارد ، زیان یک طرف ممکن است در نهایت منجر به زیان طرف دیگر نیز شود . اجرای 54 : این ویژگی مهم یک ذهن قدرتمند و سرشار از اطمینان و آرامشه که سعی میکنه تو هر معامله ای درگیر بازی برنده - برنده بشه . ذهن هوشمندی که منفعت را دوجانبه یا چندجانبه می بینه . اگر همسرت اشتباه کرد ، او رو تخریب نکن ، چون با این کار تو برنده نیستی ، چون باید دریافت کننده واکنشهای یک همسر تخریب شده باشی پس با تخریب اون باعث تخریب خودت هم شدی و این بازی بازنده - بازنده هست . اگه با همکارت رقابت می کنی و طوری به اون ضربه می زنی که سازمانت آسیب می بیند ، در حقیقت تو هم از آسیب اون سازمان صدمه می خوری و این بازی بازنده - بازنده هست . پردازش برنده - برنده یعنی امتیازات رو با دیگران سهیم میشی تا در سایه برد دیگران تو هم برنده تر بشی و این نوع پردازش مخصوص شخصیت موفق می تونه امتیازهای تو رو تصاعدی افزایش بده . متن 54 : در انتهای کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت ، بار دیگر به مرور ساختارهای شخصیتی موفقیت میپردازیم . ساختارهایی که برای بهره مندی از ویژگیهای ذهنی ، شخصیتی و رفتاری انسانهای موفق باید آنها را به صورت پایدار در شخصیت خویش خلق کرده و پرورش دهیم :
اجرای 55 : بسیار خوب ، دوستان ارزشمند من ، در انتهای کارگاه آموزشی بازسازی موفقیت اجازه بدید بر روی چند نکته کلیدی مجدداً تاکید کنم . موفقیت تنها یک رسیدن به نتایج بهتر و باکیفیت تر و درخشانتر تو زندگی نیست . نتایج ارزنده تر محصول نهایی فرآیند باشکوهی به نام موفقیت هست. فرآیندی در اعماق شخصیت ما انسانها باید خلق بشه ، پرورش پیدا کنه و شکوفا بشه تا نتایجش رو تو زندگی درک کنیم و استفاده کنیم . این قانون ابدی موفقیت مخصوص انسان هست . قانونی که برای معدودی اقلیت برتر به شایستگی اجرا شده و نتایج طلاییش نه تنها در زندگی اونها جلوه گر شده ، بلکه زندگی مسیر انسانی رو هم تحت تاثیر قرار داده . پس برای کسب موفقیتهای بیشتر و شایسته تر تو زندگیتون سعی کنید ساختار موفقیت رو در شخصیتتون بازسازی کنید و این کاری هست که تنها و تنها از خود شما بر میاد و دخالت هیچ محرک بیرونی رو موثر ندونید . من تو این مجال کوتاه سعی کردم معرفی کوتاه و مختصری از این ساختار رو خدمتتون ارائه بدم . ساختاری که اگه در وجود هر کدوم از ما جاری بشه ، از ما انسان جدیدی می سازه ، متفاوت تر ، قدرتمندتر و جادویی تر از انسان دیروز و البته موفق تر . در انتظار شنیدن خبر موفقیتهای طلایی شما دوستان ارزشمندم هستم . |
|
| به پرشین بلاگ خوش آمدید |
| ساعت ٧:٥۳ ب.ظ روز سهشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٧ |
|
بنام خدا
كاربر گرامي با سلام و احترام پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم. شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد: http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي : support[at]persianblog.ir و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي abuse[at]persianblog.ir تماس حاصل فرماييد. همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد: http://mypardis.com با تشكر مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ مهدي بوترابي http://ariagostar.com
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : حمید تقدسی مهمترین یافته زندگیش را اینگونه باور دارد : "تک تک ما در دنیاهایی مجازی زندگی می کنیم ، هر یک در دنیایی انحصاری ، متمایز و متفاوت با دیگران . دنیای هر یک از ما قوانین و معادلات خاص خویش را دارد. بنابراین قوانین دنیای من با دنیای تو یکی نیست.و چون همین قوانین تعیین کننده مسیر زندگی ماست پس کیفیت زندگی من و تو با هم فرق می کند. این راز تفاوت کیفیت زندگی انسانهاست : < زندگی ما باهم تفاوت ساختاری دارد چون هر یک از ما در دنیایی کاملا متفاوت زندگی می کنیم> اما ادامه این راز تکان دهنده تر و حیرت انگیز تر است: کیفیت باور و ایمان ما خالق دنیایی مجازیست که باید زندگیمان را در آن برگزار کنیم. دنیایی مجازی که تفسیر ما از حقیتی است که خود آن را چنان باور کرده ایم که حقیقتی محض اما منحصر به ما باشد. پس شگفتی نیست اگر حقیقت دنیای تو ، در دنیای من دروغی شاخدار باشد. چرا که هریک از ما در دنیایی انحصاری و متفاوت زندگی می کنیم. نوع باور وایمان ما تفسیر کننده دنیایمان و تعیین کننده کیفیت زندگی خواهد بود و ...." تقدسی در داستان افسون کننده و حیرت آور " افسانه دنیای پنجم " تلاش می کند در قالبی داستانی جذاب و تاثیر گذار ،مدعای اصلی تفاوت در کیفیت زندگی انسانها را به تصویر بکشد ، تا در نهایت به این ایمان عظیم نائل شویم که....... کتاب "افسانه دنیای پنجم " آخرین نوشته مهندس حمید تقدسی به زودی پس از انشار عمومی در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت. پروفایل مدیر : حمید تقدسی |
| آرشیو وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|



